![]() |
![]() |
|
| بچه مثبتها جمع شوید تا برویم رستگاری بازی...... |
|
ایا لاریجانی با این خود کشی سیاسی اش میخواهد به مردم و دولت نهم...وطرفهای در گیر در مورد مساله هسته ای پیام بدهد؟؟
یا اینکه این مرد اصولگرا سودای نشستن بر کرسی وکالت مجلس را در سر مپروراند؟؟ ژست جدید وی جهت مظلوم نمایی و جمع اوری رای و نظر مساعد است؟؟ به هر روی رییس جمهور با استعفای او موافقت نموده و شیخ دیپلمات را نیز چندی پیش مورد تفقد مهر ورزانه خویش قرار داده اند!!
چه خبر شده؟؟ به کجا میرسیم؟؟؟ قرار است چه کسی از این حق مسلم ماست!!!!دفاع کند؟؟
مسلما کسی در حد و قواره لاریجانی هم نمیتواند وضعیت بوجود امده را سامان دهی کند... فکر نمیکنید دیگر تاریخ اخم دیپلماتیک!!! به پایان رسیده است؟؟؟
زنگها هی بصدا در میایند!!!
بزرگان سیه مهره بازی کنند!!
حق مسلم ماست؟؟؟
شیخ دیپلمات بداد ما میرسد؟؟
اینا رو چیکار کنیم؟؟
!!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
لازیجانی و محمد البرادعی!!!خیلی قبلترا!!
ایا لاریجانی میخواهد به مجلس برود؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 2 بعد از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
سه هزار کارت سوخت دولتی به سرقت رفته و در میدان توپخانه بفروش میرسد!!!! اولی: سی دی جدید!!عروسی هیچکس!!!سی دی سخنرانی دانشگاه کلمبیا!!کارت سوخت مدیران دولتی!!! دویومی: اقا…این قضیه کارت سوخت مدیران دولتی چیه؟؟ اولی(با بیحوصلگی):با با جان من چه جوری توقع داری یه مدیر دولتی با روزی سه لیتر بنزین!!به کارای مملکتی برسه؟؟لامروتا!!! رحم ندارینا!!! مزاحم نشو کار دارم!! دویومی:برادر من بیخیال شو من ماشین ندارم که بخوام قصه سوختشو بخورم!! فقط جون مادرت بهم بگو اینیی که میگی چجوریه؟؟ اولی زیرلب(اینم از کاسبی امروز ما)!!قسم دادی اوکی !! میگم ولی فردا نری تو روزنومت بنویسی ما رو از نون خوردن بندازیا!! یا این یکی مال یه مدیر دستگاه امور خارجه است که خب معلومه دیگه بنده خدا اینقدر میره خارج و میاد کارتش طلبکارم هست!! ولی خب ما فکر قشر ضعیفم هستیما!!! مثلا این کارت مال یه مدیر فرهنگیه!!! که خب بنده خدا عایله منده!!مجبوره با ماشین اداره هم اضافه کاری کنه تا شانش فاخر بمونه!!! ولی این((اس)) منه!! قیمتی و مخصوص!!! این مال اقایی که اسمشو نمیارم!!!!گرونترین کارت همینه!!مشتری بالای میلیون پاش خوابیده!! میدونی چرا؟؟ ابن بنده خدا واسه هر منصب و شغل دولتی که داره یه کارت سوخت داره!! راحتت کنم تا چند نسلت از بابت سوخت راحت راحتن!!! دویومی(در حالی که عقب عقب میرود سکندری میخورد )ارام میگوید:بابا…پس…..عدالت…مهرورزی…. حق مسلم ماست و……….!!! درست مقابل ایستگاه مترو!!اتوبوس واحد بنده خدا (دویومی)را زیر لاستیکهایش له مینماید!! شاهدان عینی اظهار داشتند متوفی در اخرین لحظات مدام زمزمه میکرده: کارت سوخت!!مدیر دولتی!! عدالت اجتماعی!!...........طرح ارتقا امنیت اجتماعی!!......لانه زنبور!! دنشگاه کلمبیا…………………….!!!!! خنده خاتمی......اخم احمدی نزاد...... کارشناسان علم روانشناسی معتقدند: این افراد در تحلیل وقایع اطرافشان دچار تناقضند!!!و بایسته این است که بمیرند و لااقل تبدیل به فسیل گردند!! تا در اینده به درد بخورند!!!!! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 10 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
یانگومیسم….و ما !! با توجه به شیوع بیماری خطرناک خود یانگوم کم بینی در جامعه نسوان بر ان شدیم اطلاع رسانی شفاف و کاملی از فعالیتهای زنان در این زمینه داشته باشیم!!! خبر اول اینکه شهرداری خبر تغییر نام فرهنگسرای (بانو) را به خانه فرهنگ یانگومیه!!!ساخت پارک مخصوص بانوان بنام بانو(هن)ونصب نیم تنه ((یانگوم جان))!! را در محوطه فرهنگسرای بانو!!را شدیدا تکذیب نمود!! *مراسم بزرگداشت یاد وخاطره بانو((هن)) توسط طیف زیور خانوم اینا!! *برگزاری کنفرانس علل و دلایل مرگ بانو((چویی))و وظایف زنها پس از وی توسط طیف فروغ بابا!!(جاری زیور خانوم) *اجتماع اعتراض امیز جامعه زنان منسوب به طیف زیور خانوم اینا!!در اعتراض به نگارش و تالیف ((کتاب مستطاب اشپزی)) توسط یک مرد!!در مقابل خانه استاد دریابندری!!! معترضین در قحط نامه ای !! عمل ایشان را محکوم!و از همسر ایشان(بدون ذکر نام) درخواست کردند با ارعاب و تهدید های زنانه!! ایشان را وادار به توبه و استغفار نموده و توبه نامه ایشان را به جراید کثیر الانتشار.نسوان{!!!} بفرستند!! معترضین شعار میدادند:نجف نجف حیا کن!!اشپزی رو رها کن!!! بانو ((هن)) کجایی؟؟کجایی؟؟ بداد ما نیایی؟؟نیایی؟؟ *شب گذشته جلسه شبانه شبی به یاد بانو ((چویی))!!! که توسط طیف فروغ بابا ..صورت داده شده بود با اغتشاش چند عنصر نفوذی طیف زیور خانوم اینا به تشنج کشیده شد!!و مقادیر فراوانی لنگه کفش و گیس کشی روی داد!!که با وساطت زینت خانوم مادر شوهر زیور و فروغ بابا!! ختم بخیر شد!! تجمع گروهی از زن ذلیلان پایتخت(که انگشت شمار بودند!!)در مقابل دفتر حزب ((یانگوم:سیمای زن هزاره سوم!!)به خشونت کشیده شد!!معترضین با بی حیایی کامل و خشانت محض!!مجسمه ((یانگوم جان))را از جا کنده و به عکسهای نامبرده تخم مرغ و گوجه پرت کردند!!جماعت فریاد میزدند: ما غذا میخوایم یالایالا یالا!!مرگ بر یانگوم!!زنی که شوهرشو گشنه بذاره!!!گند میزنه به هزاره!! *جامعه مردان گرسنه!! طی نامه ای به وزیر دفاع کره خواستار عزل و بر کناری افسر((مین جانگو)) و محاکمه وی در دادگاه صحرایی شدند!! *همچنین در اجتماع دیگری تصمیم گرفته شد در صورت ورود ((یانگوم جان)) به ایران!!تمامی ورودیها و خروجیهای مهر اباد توسط مردان جان بلب رسیده مسدود گردد!! این گروه معتقدند همین هفته ای دو بار (با تکرار)سریال وضعمان این است حالا همینمان مانده که وی به ایران هم بیاید!! ((مردیم اینقدر غذا دیدیم پس اصلش کو؟؟)) رییس اتحادیه غذای حاضری از حضور ((یانگوم جان)) در ایران حمایت و از رییس تله ویزیون ایران در خواست کرد این سریال دوباره و از همه شبکات!!!و رادیو پخش شود!! اشرف خانوم!! از طیف زیور خانوم اینا اقدام به چاپ و نشر کتابی تحت عنوان((اشپزی به سبک یانگوم جان)) نموده!!که بمحض انتشار نایاب گردیده و به چاپ دهم ودوازدهم هم رسیده در بازار سیاه هر جلد بهمراه یک جلد حافظ کیارستمی!!به قیمت گزافی فروخته میشود!! بنا بعلت اعتراضات گسترده اقایان و بالا رفتن امار سوء تغذیه در مردان!! دولت با پخش اطلاعیه ای!! اعلام نمود از این پس سهمیه غذای گرم بدون گوجه و تخم مرغ !!!هر روز یک وعده!! به ایشان تعلق میگیرد!! سخن گوی حزب دفاع از زنان طرفدار یانگوم!! که با حفظ سمت سخنگوی سازمان مردان طرفدار زنان طرفدار یانگوم!!و رییس سازمان ((تهیه و توزیع عادلانه دی وی دی سریال جواهری در قصر))نیز هست!!در پاسخ به سوالات خبر نگاران گفت: با ورود بانو یانگوم جان!!و سخن رانی ایشان تمام نقاط تاریک و روشن و مشکلات دوبله و جرح وتعدیل!! ان مرتفع میگردد!! ایشان اقایان !! را دعوت به ارامش و تحمل نمودند و اظهار نمودند :من چه کار کنم که خودم و همسرم درگیر مشاغل و مطالبیم!!!! خبر مهم دیگر اینکه: شب گذشته در درگیری میان فروغ بابا و ریور خانوم!! طرفین همدیگر را محکوم به کارشکنی و سیاهنمایی چهره واقعی ((یانگوم جان)) مینمودند!! یک خانمی یک جایی گفته بوده که یانگوم مثل فرشتگان موکل بر غذاست!!و باید به او احترام گذاشت و سجده شکر به جا اورد!!! فقط حیف که حجابش خیلی زیبنده نیست!!! همسر ایشان هم هنوز گفته های ایشان را تایید یا تکذیب ننموده اند!! در روزهای اینده و در راستای جذب مخاطب بیشتر و زردی بالاتر وبلاگ همینجوری ادامه میدهیم!!! خوش باشد و ایضا زرد بیاندیشید که خوب اندیشیدنیست!!!!!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
نیچه و عباس اقا سوپر گوشت(قسمت دویوم:باغ لواسون)
عباس آقا سوپر گوشت الان سالهاست که دیگر در تهران زندگی نمی کند ، خانه پدری شمیران را فروخته و در باغی در لواسون ساکن است . نیچه روی تنه شکسته درختی کهنسال نشسته بود و به سیگارش پک می زد . عباس آقا سوپر گوشت هم کمی آنطرف تر چاقوی سلاخی اش ر ا تیز می کرد . نیچه به درخت سیب گلاب شمرونی که جلوتر ها محکم روی زمین ایستاده بود و پر از سیب بود نگاه می کرد. آهی کشید و گفت : اهل شناخت ،از خود شناسی می پرهیزد و ریشه هایش را در ژرفای زمین محکم می کند . عباس آقا سوپر گوشت چاقوی سلاخی اش را رو به خورشید گرفت و به برق چاقو زیر نور خورشید خیره ماند . خیر النساء با سینی کاهو و سکنجبین به سمت آنها آمد و بلند صدایشان کرد . سینی را روی میز گذاشت و به نیچه نگاه کرد . نیچه در حال جویدن سر سبلهایش بود و حواسش به خیر النساء نبود ، او داشت به چاقو و بازی نور و برق آن نگاه میکرد . خیر النساء خوب به یاد می آورد ، در سفر آخری که به همراه عباس آقا جهت رونمائی و معرفی کتاب « روح بازیگوش گوسپند ذهن » به پاریس رفته بودند آقای بیچه « خیر النساء در تلفظ نیچه مشکل دارد و آن را بیچه تلفظ می کند » در قبرستان پرلاشز قبری را به او نشان داده بود و گفته بود که قبر صادق هدایت است . خیر النساء توی دلش گفته بود : انشاالله قسمت عباس آقا بشه !!!! بعدها خیر النساء توی جمعی گفته بود که : این قبرستان پرلا نمی دونم چی چی جای عجیبیه ، انگار نه انگار قبرستونه . آدم خونه اخرت اینا رو می بینه به آخرتشون غبطه می خوره . حکماً اینا مستقیم می رن بهشت . نکیر و منکر خوف می کنند وقتی اون همه وقار تو جلال و جبروت و سبزی و گل و بلبل یکجا می بینند!! عباس آقامون می گه : اینقده آدمای بزرگ اونجا دفن شدن که دنیا اونوری سنگینی می کنه !!! تو همین فکرا بو د که عباس آقا نوک چاقو را آورد پائین ، بعد به نیچه و سینی کاهو و سکنجبین نگاه کرد و دوباره به چاقو . آرام گفت : دلاورانه آن است که بیندیشی هنوز معصومیت کودکانه ات همراهت است ، احمقانه نیز هست !! نیچه تا این بشنید ، سبیلش رها کرد و با عجله به سمت عباس آقا سوپر گوشت قصد کرد . سکندری خوران نیز و محتویاتش را واژگون نمود. سکنجبین بود که روی زمین جاری می شد و کاهو که لگد کوب !! خیر النساء سری تکان داد و زیر لب چیزی گفت و رفت . نیچه عباس آقا را در آغوش فشرد . روزها در صحراها همی رفتند و فریادها زدند و نجواها کردند . بر سر کوفتند و عبرتها گرفتیم . پی نوشت : خیر النساء همسر عباس آقا سوپر گوشت ضعیفه ای است مهربان و کدبانو . ذکر خاطره ای در مدح کدبانوگری خیر النساء ضروری به نظر می رسد . روزی عباس آقا سوپر گوشت چند مهمان فرهیخته به باغ لواسون دعوت نموده بود خیر النساء نیز به عنوان میزبان می خواست سنگ تمام بگذارد میهمانها عبارت بودند از نیچه (که پای ثابت عباس آقاست ) ، اکبر آقا گنجی (خیر النساء همیشه معتقد بوده که اکبر آقا دعای خیر مادرش را حروم روزنومه نویسی می کنه .خیر النساء معتقد است که گنجی نباید همه دعاها را یکجا خرج کند براق عاقبتش کم میاره !!) ، پسر جوانی به نام محسن نامجو . خیر النساء از نامجو بدش می آمد، یکبار وقتی نیچه آهنگی از نامجو گذاشته بود و گوش می کرد و با سبیلش بازی می کرد خیر النساء شنیده بود که نامجو میگفت عقاید نوکانتی ، ماکارونی تمبر هندی، شقایق نرماندی ، عشق … سانتی ، خیابان نمی دونم آقا قندی و… خیر النساء خنده اش گرفته بود و به خودش گفته بود اگر اینها موسیقی حساب می شه و این بابا خواننده پس فاتحه موسیقی خوانده س (البته موسیقی فقط باید فا….. خر باشد ) یک آقایی هم آن روز مهمانشان بود که خیر النساء او را نمی شناخت . عباس آقا هم زیاد با او دمخور نبود . می گفتند بازیگر ، عکاس ،بازیگر یاب و اینجور چیزهاس . او عاشق کباب بود و خواب و کتاب . از دوستان نزدیک نیچه محسوب می شد و به واسطه او کم و بیش به باغ لواسون می آمد . به هر حال خیر النساء آن روز تدارک کاملی دید ، از خورشت باذنجان و فسنجان و قورمه سبزی بگیر تا مرصع پلو و باقلا پلو با ماهیچه و انواع کباب و شامی و کتلت و سوپ و سالاد روسی تا یتیمچه و ترشی لیته و هفت بیجار . آنروز خیر النساء کاری کرد که نیچه به فریاد در آمد و در باغ می دوید و فریادها و فغانها می زد و آخر سر در آغوش نامجو گریست و به عباس آقا سوپر گوشت که داشت لای دندانهای زردش را با خلال دندان پاک می کرد گفت : آنکه می خواهد رهبر خویشتن باشد بایسته است که چنین اطعمه و اشربه را بر خود حلال نماید !! عباس آقا دستی بر سبیل خویش کشید و به دوردستها خیره ماند …. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
امروز روز بود که باهنر فرمایش نمود
خنده خاتمی تبدیل به اخم احمدی نژاد گردیده!!! تازه به یاد مولانا افتاده اند و میخواهند در تبریز و خوی مراسم بیژه!!! بگیرند!!! مولانا را چندیست جهان ترکتبار میشناسد!!و زاده افغانستان!!
احمدی نژاد به پوتین پیشنهاد داده که سفرهای استانیش را به ایالات روسیه نیز گسترش دهد!! شاید در انجاها نیز دختر شانزده سالهای مشغول واکس زدن باشد!! ما که در ایران از این چیزها نمیبینیم!! یه چند میلیون دلار کمک به روسیه که هم ثواب داره و هم مهرورزانه و عدالت گسترانه است!!
باهنر اعلام کرد نرخ بیکاری یک رقمی شده!!!!!!!!!! حالا الهام بیکار مونده باید چه کنیم؟؟ بنظرم باید پست جدید ی با عنوان(( اخم رییس و خنده خاتمی چالشها و دستاوردها))بپا نموده و الهام عزیز را سخنگوی سازمان اخم رییس و لانه زنبور(دانشگاه کلمبیا ) !!! بنماییم!!
هوا خوب است روز است و باهنر میاندیشد که هست!!پس هست!! الان بیست سال است که بقول خودش (بحق یا نحق در مجلس است)!!! فکر نمیکنید دیگر بس است و باید بیاید بیرون!! بیست سال در مجلس است و فقط به اخم فکر کرده و لانه زنبور!! طفلکی!!!
خواب است و بیدارش کنید!!! راستی امروز کشف جدیدی برای طنازی یافتم((سارکوزی))
دریای قزوین!! یا همان کاسپین!! یا دریای مازندران!! نه خزر!! بین همه به سلامتی و میمنت تخس شد و .....
فقط اخم رییسو عشقه!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط هیراد افشار |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
وجود وبلاگ زرد حقیقت است!!! دوستان اهل قلم و مطالعه رفقای اهل شناخت و مکاشفه!!! من به این نتیجه رسیدم ما ملت مملکت گل و بلبل!!! در راستای تحقق ارمانهای بشر دوستانمان !! و نشان دادن علاقه مان به بلند فکر کردن به همین چند وجب دنیای مجازی نیز رحم نکرده ایم!!! بنظرم وبلاگهای زرد نه تنها وجود دارند که با سرعتی نظیر انچه از نور سراغ داریم در حال رشدند !!! انواع وبلاگهای زرد: وبلاگ های زرد قناری : این نوع از وبلاگها ترمز بریده اند!!! از هیچ کوششی در جهت بالا بردن امار و در واقع مانند پدران معنویشان تیرازشان فرو گذار نمیکنند!!از فروش یانگوم!! اموختن فنون فیلتر شکنی و هک!!!و اموزشهای دفاع شخصی در اینتر نت گرفته تا پخش اهنگها و …!! موسیقیدانان فروتن زیر زوینی ..رو زمینی و منوریلی!!(لنگ در هوا) !! این دسته از وبلاگهای زرداز ترفندهای خاصی نیز مثل تیترهای اغواگر و طنازانه!!سود میبرند!!! وبلاگهای با زرد چشمک زن!! این نوع خاص بسیار تاثیر گذار و جالبند زیرا رفقای مدیر!! ما در این وبلاگها معنای مجسم نون به نرخ روز خورند!! انها احتمال ادرد بر اساس جهت وزش باد و سمت و جهت دنده ای که از ان بر خواسته اند به در فشانی و افشا گری بپردازند!! تا میتوانند مطلب عکس و اس ام اس های سوزناک بالا میاورند!! در این وبلاگها میتوانی اشعاری بسیار با مسما در مورد یار و …. بیابی!! پر از عکسهای زیبا از دخترانی که ضد نورند!!و در غروب افتاب کنار دریا مرداب یا هر جای دیگر استادهاند و به طعمه بعدیشان فکر میکنند!! دخترانی که اشکشان دم مشکشان است و به اشاره ای جام دل مجنونشان را پر میکنند پراز درد و هجر یار!!! وبلاگهای دو زرده!!! خب این نوع همان طور که از اسمشان بر میاید از اش داغتر کاسه هایی هستند!!! وبلاگهای لیمویی!!! اینها نمیخواهند زرد باشند یا لااقل سعی میکنند نباشند!!!هی سعی میکنند هی نمیتوانند اینقدر سعی میکنند و نمیتوانند تا زردیشان بالا میزند!! پی نوشت: وبلاگ نه چرا گاه اندیشه است و نه دفتر خاطرات عمومی!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
نیچه و عباس اقا سوپر گوشت!!! نبچه میگوید:فروتن.کوشا.خیر خواه. میانه رو. انسان را اینگونه میخواهید؟؟انسان نیک؟؟اما به گمان من.تنها.برده ایست ارمانی چنین انسانی....برده اینده!! اینکه چیزهای خوب برای خوب دیدن وجود دارد یا نه!!و ایا بودن زیبایی دلیل خوب دیدن است یا خوب دیدن در دیدن بدیها معنا میابد ....مسالهایست که عباس اقا سوپر سالهاست بدنبال ان است!!! عباس اقا معتقد است گوسفند زیباست !! مظلوم است!! مهرورزی اما در مورد گوسفند منتهی به گرسنگی میشود!! عباس اقا کوشاست!!خیرخواه است!!!فکر رفع احتاجات معده من و شماست!!! او با نیچه همعقیده نیست!!میگوید همین اقای نیچه یک جایی گفته: کسی که کم میبیند همواره کمتر میبیند!!! عباس اقا سوپر گوشت میفرماید :پارادکس کفتاری نیچه از تفکر خرد سوزانه و پوچ گرای ایشان بر امده!!!نواختن کلاویه و همنشینی با میکده د اران المانی باعث شده نام برده(نیچه را میگوید!!)خویشتن خویش را از یاد ببرد!! عباس اقا نتیجه میگیرد که انسان خیرخواه برده نیست!!!اقای خودش است!!منتظر نمی ماند تا روزگار او را به قهقهرا بکشد!! به عقیده عباس اقا دعای خیر مادر !!و ضبح کامل زبان بسته(مراد گوسپند است!!) باعث بالا رفتن وجهه انسان میشود و این نقطه ضعف و به زعم ایشان پاشنه اشیل اقای نیچه!!است که حقیقت بشری را که خلاصه شده در انجام عمل خیر و خریدن اخرت است را نادیده گرفته !! دبدن گوسفندی که به ارامی میچراید بدون اینکه بداند چرا میچرد!!و از اینده خویش بی خبر است!! همان خوب دیدن است!! گفتارهای حکیمانه عباس اقا سوپر گوشت در کتاب مستطاب((گوسفند فکر ))!!!موجود است!! ایشان عقاید نیچه را به چالش کشانده و اثبات مینماید که نیچه بخاطر خوردن گوشت خوک !!!دچار بیماریهای معدی و گوارشی بوده و نطریاتش تحت تاثیر باد معده و ثقل شکم بوده!!! بهر حال گوسپند ذهنی ما نیز از کرهگی بدر میاید!!!و چریدن اغاز مینماید!! اصولا .............بگذریم!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 2 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 2 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 1 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
به نام او دو سه روزی از سالروز تولد سید محمد خاتمی می گذرد . و این بهانه ای است برای قدر دانی از این سید مظلوم که برای ما روشنی به ارمغان آورد . امیدوارم فراموش نکنیم ،چیزهائی را که خاتمی گفت و نگذاشتند عمل کند. کاش گذشته مان را تکذیب نکنیم . 64 سالگی سید محمد خاتمی را به همه ایرانیان تبریک می گویم . به امید روزی که ایران برای همه ایرانیان سرزمینی سرشار از صلح ، دوستی ، مهر و عدالت گردد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 1 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
رئیس جمهور اعلام نموده که دانشگاه آزاد به جای فعالیت های علمی و فرهنگی ، به فعالیتهای اقتصادی روی آورده است . ایشان فرموده اند که به خاطر بحران هسته ای سکوت کرده اند . سکوت !! وی دستور داده است که آقای دانشگاه آزاد ، اگر بودجه داری (ادبیات را حال کنید) خوابگاه بساز! سالن ورزشی بساز! یک درصد تخفیف بده ! نامبرده تهدید نموده که اگر بخواهد (که در راستای تحقق شعار ما می توانیم ثابت شده که می خواهد و می تواند) پرونده همه تان درکشوی میزشان است . اما ایشان می خواهند اصلاح کنند . ایشان مثل دیگران 4 سال حرف نمی زنند و دستشان را زیر چانه شان نمی گذارند . ایشان فرموده اند ،« امیر کبیریها و شریفیها و علم و صنعتیها با هم شوخی دارند» لذا : قویا خواستاریم ، آقای دانشگاه آزاد بازداشت گردد . فقط یه جوری بازداشت شود که آزادیش از بین نرود !! پیشنهاد می کنیم آقای دانشگاه آزاد با تمام بدیهایش وزیر اقتصاد شود، زیرا لااقل یک نفر پیدا شده که کار اقتصادی سود ده انجام می دهد !! بهتر است لاریجانی ، رئیس دانشگاه آزاد شود تا هنگام بحران هسته ای احتیاج به سکوت نباشد . هر گونه شباهت در ادبیات گفتاری و لحن بیانی را با یکی از دوستان سید ابراهیم نبوی (ما که نگفتیم حسنی) تکذیب می نمائیم . از سخنان ایشان چنین بر می آید که خاتمی چهار سال حرف زده و چهار سال دستش زیر چانه اش بوده است !! همچنین مشخص می شود که رئیس جمهور اهل شوخی با دانشجویان می باشند و در همین راستا شوخی شوخی جواب دانشجویان را نمی دهند و دانشجویان نیز شوخی شوخی ، جدی می گیرند و هوا برشان می دارد که فکر کنند رئیس جمهور ، رئیس جمهور آنها نیست !! یک خانمی ، یک جائی ، یک چیزی بگوید دیگر !!! همسر همان خانم به سمت سخنگوی اضطراری جهت رفع سکوت در بحران هسته ای برگزیده شود . به شکل کاملا مهر ورزانه و عدالت گسترانه آقای دانشگاه آزاد و مخصوصا یکی از بنیانگذارانش به جزایر لانگرهاوس تبعید شوند . پیشنهاد به خودم : 1. حناق بگیرم 2. سعی کنم حرف زیادی نزنم 3. ◄ 4. هر سه مورد |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
رفقا
اگه احیانا عکسی باز نشد کلیک راست نموده و show picture را فعال نمایید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
رفقا
امسال هم رحم کردیم!!!! شانس اوردند!!! خودمونیمها!!! اشکمون در اومد ولی شما بگین رحم کردیم!!! پرسپولیس ۱***************استقلال ۱
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 5 بعد از ظهر توسط هیراد افشار |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 1 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
همسر اقای بین!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 1 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|