عروسی به سبک ایرونی!!
چند شب پیش بعد از هفت هشت سال به مجلس عروسی دعوت شدم !!!
تعجب نکیند!!
قحط الرجال و قحط النسا نیامده ها!!
اتفاقا در فامیل معظم ما چیزی که زیاد است دختر دم بخت از همه نوع(دم بخت ترشیده زیر سرکه ای و هفت بیجار!!)و همچنین پسران دم بخت رشید و تحصیلکرده و روشنفکر و اهل تحقیق و مطالعه ازاده مردان
فراوانی نیز موجودند که چون شیر از ارمانهای جد بزگوارمان نادر کبیر !! حفاظت نموده و اماده تکثیر
و تثبیت نسل افشاری در تمام نقاط ایران و اقصی تقاط جهان میباشند !!
اما
مشکل من مشکلی کاملا شخصیست چون نمیتوانم جمعهای سرد و احمقانه و مناسبات خشک فامیلی!!!!
را تحمل نمایم!!
جمعهای رفقای باحال و جمع جور و صمیمی و ساده را را خیلی بیشتر به ان جمعها ترجیح میدهم!!!
بهر حال
این مشکل که مثل خال کنار بینی همواره با من است و غیر قابل تکذیب!!
حالا این که بارها مورد اعتراض و شماتت اطرافیان قرار گرفته و از جانب حضرت پدر و والده مکرمه!!!
تنبیه گردیده ام و بارها بایکوت گردیده ام . و انگ جمع گریزی و این مهملات!! را بجان خریده ام!!
بماند.
نمبتوانم درک کنم که چکونه مردی!!!!!! با چند کیلو پشم و ریش و سبیل و یال وکوپال و ادعا!!!
در حالیکه از دهانش مثل دهان ازدها اتش و بوی تهوع اور الکل 90%و عرق سگی!! متصاعد میشود
وسط یک مشت از خود بدتر ((سینه)) میلرزاند و چونان فاحشه های عهد صفوی!!! مشتری جلب مینماید!!
و جالب اینجاست که اطرافیانش نیز برایش ذوق میکنند و به او ((شاباش)) میدهند!!!
مردی برای رقصیدن!!((شاد باش)) میگیرد.....
تصور کنید!!! یک مرد!!!!!!!!؟؟ با دلبری و طنازی تمام..و حتی برای عشوه بیشتر یک دست در زلفان
پریشانش !! از جمیله زیباتر میرقصد و قر موجود در کمرش را خالی مینماید......!!
مساله دیگر اینست این است که نمیتوانم درک کنم اگر یک مرد نامحرم است انمحرم است!!! دیگر!!
تبصره که ندارد...
پس اگر اینگونه است که هست چگونه مه داماد!!!!!! در ان شب کذایی به همه محرم میشود؟؟
مهداماد. در سالن بین زنان مشغول چشمچرانیست!! و شوهران از همه جا بیخبر سرخوش مشغول پوست کردن خیار و انجام کدتا و بحث اقتصادی و چیدن ارنج تیم ملی و .... هستند!!
در همان شب متوجه امر جابی نیز گردیدم!!!
برادر خواننده!! با استفاده از علم روز مشغول هنر نمایی بود که اینجانب کسف کردم ایشان مشغول لب خوانی هستند!!!!! باور کنید!!! (پلی بک مینمودند!!)
به یاد استاد موسیقی فاخر خواننده سبک نون لواشی!!! افتخاری افتادم!!!
تازه در همان شب فهمیدم رقص کاباره ای نوعی از هنر متعالی و متفاوت است!!!
مدام مه داماد را به رقصیدن دعوت و مارا به تش ویق هنر نمایی نامبرده دعوت مینمودند!!!
اما
مهمترین مساله!!!!!
شما عروسی!!!
دوست عزیزی که اکنون مشغول نشخوار این اراجیف(میدانم که تا الان کلی مطالب اموزنده میل نموده اید)
میخواهم بدانم چگونه ممکن است ((معده)) انسان بطور همزمان البته پس از تناول مقادیر متنابهی میوه و ابمیوه و شیرینی!! و..... پذیرای سیل مخربی از باقلا پلو با گوشت زرشک پلو با مرغ جوجه کباب و..... به همراه زله و سالاد وماست و......نوشابه!!! (چه ترکیب مفرحی) باشد؟؟؟ و دچار پیچش برون روی و تساهل!!! نگردد؟؟
چگونه میتوان مردانی را تصور نمود (البته من چون بیشتر این رویداد را در منطقه مردانه!!نظاره کرده ام)
که خود را در لباسهای پلو خوری( چه تمثیل با مسمایی) کت و شلوارهای رنگارنگ و کراولتهایی که بسان تمبر باطله به سینه شان کوبیده شده!!!
ات قبل از سرو شام مانند فیلمها با ادب و جنتلمنانه!!! دور هم نشسته اند و بحث های مفید مینمایند!!! و به سبنه لرزاندن پسران جوان خودشان احسنت و صد باریکلا میگویند!!
بمحض مشاهده میز شام!! چونان دست قوم هون و مغول و تاتار و عرب و... را از پشت میبندند!! که خمر های سرخ نیز انگشت به دهان میمانند!!!
گویی اخر الزمان شده!!
من خود بچشم خویش دیدم که طوفانی از چنگال و قاشاق و بشقاب به هوا رفت و در گرفت!!
و در طرفه العینی از گوسپند بریان بخت برگشته !! چیزی جز تلی از استخوان و کمی روغن!!!بر جا نمیماند!!
من نیز همچنین دیدم که پدر فرزند فرزند پدر برادر برادر را فراموش و جملگی به غذا میاندیشند!!!
همینها کمی قبلتر از طبقه اجتماعی و کلاس و مرتبه شغلیشان داد سخن میدادند!!!
حیف که ملت تو ما شدیم کوروش والا!!
بعد از شکمبارگی صرف عزم منازل خویش میکنند و میماند فامیل نزدیک و دوستان و بازی ماشین بازی و بوق و......
ارکستر و نور و مه و ایب و معین مقداری جلال همتی و البته شادمهر و ...........!!حتی دی جی مریم و مشابه مشابه مشابه شائمهر و بنیامینو و از این جور جونورا!!! و مقادیر فراوانی جیغ بنفش که لز حنجره طلایی نسوان گرام بدر میاید!!
چنین است که اینجانب در مجالس عروسی همیشه گرسنه و عصبی!!! به مردانی میاندیشم که یسنه میلرزانند!!!!
پس ما را هما ن بس که کنج دنج کافه نادری دلمان پاتوق نموده و حیاط کافه را زیر برف نظاره نماییم!!
قهوه ای بنوشیم و باشد که سیگاری دود نماییم و به نوع بشر بی اندیشیم!!!!!
یا حق.........