تبليغاتX
کافه نادری
بچه مثبتها جمع شوید تا برویم رستگاری بازی......
یکی از منفورترین چهره های خبر گو!!! و خوش رایحه!!! کسی نیست جز فواد بابان!!!!!!!!!

مردی که از ابتدا با اخبار عجین شد ئ در واقع باید گفت چسبیده شد به اخبار!!!!

مطمئن باشید  هیچ کس حتا کامی جون هم نمیتواند  مثل استاد بابان  بو دار و جهت گیر خبر بگوید!!!!

بابان. انچنان جو میگیردش!!! که ادم احساس میکند اگر خودش در صحنه خبر که بیشتر اوقات  بر خلاف میلش

نیز هست!!! میبود خر خره طرف را میجود!!!!

به هر حال بابان بودنش یکی از الزامات خبریست!!! چه او نمیتواند به هیچ عنوان خویشتنداری نماید!!

و الگوی خوبیست برای خبر گویان تندروی خوش رایحه!!

هر چه افشار عزیز و حیاتی و شاقول !!! سعی میکردند و میکنند (البته دیگر کمتر و حتا اصلا نیستند ) تا اخبار را به سمع و نظر ما بینندگان محترم و محترمه!!! برسانند!!

استاد بابان  تمام سعیش را مینماید تا اخبار را انچنان که خود و دوستانش!! دوست دارند به خورد مان دهد!!!

۱- چرا خبر را آقايان شروع ميكنند ؟

الف- چون سنشان بالاتر است

ب- چون اگر اينطور نشود ميگويند تلويزيون ز-ذ است !

ج- چون اگر خانمها سلام كنند بعدش چاق سلامتي ميكنند بعدش احوال در وهمسايه را ميپرسند بعدش خواهرشوهر و زري و پري و آزی و نازی و.... و نوبت به خبر نمي رسد !

د- خدائیش گزینه جیم و حال کردی ؟!!!

۲- اين جمله را كامل كنيد " بسم الله الرحم الرحيم. و صل الله علي محمد و آله الطاهرين....."

الف- الذين آمنوا و عملوا الصالحات...

ب- سلام بر بينندگان عزيز !

ج- الهي العفو !‌

د- محمدياش صلوات !!!

۳- فواد بابان گوينده اخبار سياسي با بابك بابان گوينده اخبار ورزشي چه نسبتي دارد ؟

الف- بابك باباي بابان است

ب- باباي بابان بابك است

ج- باباي بابان و باباي بابك هردو متولد آبان اند !

د- هردوي شان يك نفر است كه در دو نقش بازي كرده !!!

۴- خانم ..... تركمندي گوينده خبر 20 و 30 شبكه 2 سيما است.

الف- ترش

ب- شيرين

ج- ترش و شيرين

د- يه وجب خاك !

۵- چرا اخبار ورزشي بانوان تصوير ندارد ؟

الف- به تو چه ؟‌!

ب- مگه تو فضول مردمي ؟!

ج- مگه خودت خواهر مادر نداري ؟!

د- هر سه گزينه فوق صحيح است !!!

۶- كدام يك از موارد زير به تعريف "كامران نجف زاده" نزديك تر است ؟

الف- يك موجود يك متر و شصت سانتي متري است كه خوب انشاء مي نويسد

ب- يك موجود يك متر و شصت سانتي متري است كه بينايي بالايي دارد و معمولا روزها به سراغ طعمه هايش ميرود!

ج-  يك موجود يك متر و شصت سانتي متري است كه ديگران اصلا سعي نمي كنند مثل او باشند

د- كلا"  يك موجود يك متر و شصت سانتي متري است !!!

۷- گوي هاي فلزي پشت سر گوينده اخبار شبانگاهي (ساعت ۱۰ شبكه 3) چيست ؟

الف- سپر دفاع ضد موشكي !

ب- كاسه هاي آبگوشتي است كه گوينده ها و عوامل قبلا خورده اند !

ج- كاسه هاي آبگوشتي است كه گوينده ها و عوامل قرار است بخورند !

د- كاسه آبگوشت نيست قابلمه است كه در لانگ شات كاسه بنظر مي رسد!

۸- چرا گوينده هاي ورزشي مي ايستند ؟

الف- چون عجله دارند !

ب- چون زشت است جلوي بزرگتر بنشينند !

ج- چون رئيسشان مي ترسد اگر بنشينند ديگر بلند نشوند !

د- چون سازمان با آنها قهر است برايشان صندلي نمي خرد !

ه- چون ... نمي گويم ! بي ادبي است ولي بايد زود محل را ترك كنند !!!

۹- بنظر شما سعدی در چه حالتي اين مصرع را سروده است ؟ "خبرت خرابتر كرد جراحت جدايي...."

الف- بعد از چند تپق در خبر  ۳۰/۲۰ !

ب- بعد از مقاديري تپق در خبر 21 !

ج- بعد از خيلي تپق در خبر 22 !

د- بلافاصله پس از آرم خبر !

۱۰- بنظر شما كيفيت اخبار ورزشي در چه سطحي است ؟

الف- عالي است

ب- خوب است

ج- بد نيست

د- تو خوبي ؟!!!!

۱۱- اولين گوينده خبر شبانگاهي بود.

الف- رضا حسين زاده

ب- حسين رضازاده

ج- علي دايي

د- گزينه ج صحيح است !

۱۲- چرا خبر شبانگاهي (ساعت ۱۰ شبكه ۳) طرفداران زيادي دارد ؟

الف- چون فقط فيلم است كه در آن پخش نمي كنند !

ب- چون بعدش 90 دارد !

ج- چون قبلش حاج يونس داشت !

د- چون كانالهاي ديگر چيزي ندارند !

ه- چون من را دارد !!!

و- به گزينه ه شك نكنيد !

۱۳- مازيار ....ي گوينده اخبار ورزشي است.

الف- معلم

ب- ناظم

ج- مربي امور تربيتي

د- سايت سازمان سنجش !

۱۴- عمر مفید یک گوینده خبر چقدر است ؟

الف- الله اعلم !

ب- از نوح (ع) کمتر نیست !

ج- از نوح (ع) بیشتر است !

د- عدد پی ضربدر ۱۰ بتوان ۲ برابر سن ورودش

۱۵- وقتي كار يك گوينده خبر تمام ميشود چه مي شود ؟

الف- به او مي گويند خسته نباشيد نمي رود !

ب- از او تقدير مي كنند نمي رود !

ج- برايش كلاس مي گذارند نمي رود !

د- موهايش مي ريزد مي كارد نمي رود !

ه- دندانهايش مي ريزد مي كارد نمي رود !

و- هر جائيس بريزد او مي كارد ولي همچنان نمي رود !... چيه ؟! نمي روم !

۱۶- يك گوينده خبر بعد از بازنشستگي به چه دردي مي خورد ؟

الف- فروش انواع محصولات جاليزي از قبیل هندوانه بدلیل باس صدا 

ب- رياست خطوط تاكسي راني در خيابانها بدلیل قبلی

ج- مسئول پيج بيمارستان بدلیل قرائت صحیح

د- پاک کردن شیشه آپارتمان ها بدلیل قد و قامت مناسب

ه- افتتاح یک تاناکورا بدلیل ازدیاد لباسهای مصرف شده

و- مگر گويندگان خبر بازنشسته هم مي شوند ؟!!!

ز- نع !

 با تشکر از وبلاگ پارسیان(علیرضا موسوی)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
 

کامران جون و اخ بار  بیست و سی!!!!!!!   کلاهی به گشادی ...........!!!!

اکثر شما کامران نجف زاده خبر نگار صدا وسیما را می شناسید.کسیکه چندی است اخبار ۲۰.۳۰را هم گویندگی می کند.اوایل که این آقا سر وکله اش تو صدا وسیما پیدا شد،همگان مبهوط سوژه های جنجالی و جالب ایشون بودن به طوری که خیلی زود مورد توجه مردم قرار گرفت.اما طولی نکشید که دیگر از گزارشهای بی طرفانه ی ایشون خبری نشد وبر عکس گزارشهای طعنه آمیز ایشون به اصلاحات و سران اصلاحات شروع شد،دیگر همیشه او بود که همراه آقای خامنه ای این شهر اون شهر می رفت،بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد باز اوست که گزارشهایی از سفرهای استانی و دولت تهیه می کند. 

امشب هم در خبر۲۰.۳۰گزارشی در مورد اینکه چرا تبلیغات حزبی برای انتخابات مجلس در نشریات احزاب اینقدر زودشروع شده،داشتند که از ۱۰ بریده روزنامه ی که در خلال صحبتهای ایشون پخش می شد حداقل ۷تای آنها مربوط به اصلاح طلبان بودوصحبت های ایشون بیشتر به فعالیت های اصلاح طلبان اشاره می کرد.

آقای نجف زاده خود شما در وبلاگ شخصیتون به پسرتون گفتید:((پسرم من دوست ندارم تو هم مثل من مستاجر باشي...)) این حس شما روتحسین می کنم،ولی بخدا مستاجر بودن باشرافت به از مالک هفتاد برج. سعی کنید خودتان باشید این طوری برای پسر گلتون هم بهتره.                                                   اگر نمی توانید گزارشات بی طرفانه تهیه کنید،گزارشات غیر سیاسی تهیه کنید.هنوز گزارش زیباتون در ایام نیمه شعبان که از مردم می خواستید برای صاحب(عج) نامه بنویسند را فراموش نکردیم.

آقای نجف زاده امیدوارم شما از آن دست نباشید که معتقدند: نان ارزش فروش شرافت وصداقت رادارد.

كامران نجف زادهاخبار بيست و سي

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
سید محمد علی  ابطحی یار قدیمی خاتمی عزیز روحانی مدرن و روشنفکریست که هیچ گاه  هنر و ازادی خود و تفکراتش را فدای سیاست و سیاسی بازیهای رایج نکرد . مردی قابل احترام و محبوب!!!

کاش باز سید عزیز را همراه سید بزرگوار خاتمی  در کنار هم و در راس امور ببینیم.....!!

من در ۷ بهمن ۱۳۳۸ در مشهد به دنيا آمدم. پس از تحصيلات ابتدايی طبق سنت خانوادگی به تحصيلات علوم دينی مشغول شدم و در سال ۱۳۵۵ به درس خارج رسيدم. از اول علاقه عجيبی به هنر و سياست داشتم. شهيد هاشمی‌نژاد دايی عزيزم و دكتر شريعتی خيلی در آن سال‌ها بر ساخت شخصيتم تأثير گذاشتند. در همان قبل از انقلاب، يك دوربين سوپر ۸ داشتم، فيلم می‌گرفتم. اديت و صداگذاری هم می‌كردم. پدر بزرگوارم كانون بحث و انتقاد دينی داشت، اسلايد و فيلم های سوپر ۸ برای جماعت دينداران به نمايش می‌گذاشتند. من مسئول آنها بودم. به راديوهای بيگانه آن روزها خيلی گوش مي‌دادم. با همه كودكی به همه مراكز فرهنگی كشور نامه می‌نوشتم و نامه دريافت می‌كردم. دو بار به ساواك احضار شدم چون سنم قانونی نبود نگهم نداشتند. يک بار در سال ۵۷ به خاطر سخنرانی در شهر رودسر ۲۰ روزی در اوين ماندم. در اوج دوران انقلاب خيلی فعال بودم. سخنرانی می‌كردم، فيلم می‌گرفتم و اعلاميه پخش می‌كردم.
انقلاب كه پيروز شد خيلی خوشحال بودم. بر اساس علاقه‌ای كه داشتم با صداوسيما كارم را شروع كردم. سال ۱۳۵۸ مدير برنامه‌های صداوسيمای مشهد شدم. مطلب می‌نوشتم، فيلمنامه می‌خواندم و كار ياد می‌گرفتم. سال ۱۳۶۱ به عنوان مديركل صداوسيمای بوشهر و شيراز منصوب شدم. فكر می‌كنم كارهای قشنگی در آن ايام انجام داديم. در ۱۵/۵/۱۳۶۲ از شيراز به تهران منتقل و به عنوان مدير راديو ايران كارم را شروع كردم. در آن شرايط جنگی كشور با همكاران خوب راديو خيلی در كشور كار كرديم، راديو در آن شرايط جنگی رسانه اصلی مردم بود و رساندن صدای حماسه‌آفرينان به دنيا، خيلی پرافتخار بود. هنوز هم دوران راديو برايم از بهترين دوران‌ها‌ست. بروبچه‌های راديو هم خيلی لطف داشتند. رادیو قرآن، رادیو جبهه، و رادیو دریا را راه اندازی کردم. تا سال ۶۷ مدير راديو بودم. در ۱۲/۶/۶۷ معاون برون‌مرزی صداوسيما شدم. زمان زيادی در اين حوزه نماندم. در تاريخ ۱۲/۱۰/۶۷ آقای خاتمی كه آن روزها وزير ارشاد بود طی حكمی مرا به معاونت امور بين‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب كرد. به تناسب كارم كه مسئوليت رايزنی‌های فرهنگی ايران در ساير كشورها را داشتم به كشورهای مختلفی سفر كردم. در همه جا با فرهنگ و هنرشان ارتباط پيدا كردم. اين سرمايه بزرگی برای من شد.
با استعفای آقای خاتمی از ارشاد در ٥/٥/٧١ من هم استعفا دادم. پست سازمانی‌ام كارمند صداوسيما بود. به آنجا برگشتم، چند سالی علاف بودم. تا اينكه آقای لاريجانی، رئيس صداوسيمای آن روز موافقت كرد كه به عنوان نماينده صداوسيما در بيروت كار كنم. از ۱۶/۵/۷۳ به لبنان رفتم. در بيروت برنامه‌سازی‌های تلويزيونی خوبی راه انداختم، با جهان عرب آشنا شدم و سعی كردم در محضر روزنامه‌نگاران، نويسندگان و اصحاب فكر و فرهنگ متواضعانه چيز ياد بگيرم. تسامح و تساهل زندگی مسالمت‌آميز مسيحی و مسلمان در اعماق روحم تأثير گذاشت. با جامعه اهل فكر مسيحی آنجا خيلی مأنوس شدم. كتابی هم از گفتگوهايم با آنها منتشر شده است. در ايران هم بعداً با تلاش همسرم مؤسسه گفتگوی اديان راه اندازی كردم كه هم اكنون فعال است. يک بار هم آقای خاتمی به لبنان آمد و طبق معمول سخنرانی‌هايش اهل فكر و انديشه لبنان را تحت تأثير قرار داد.
با كانديدا شدن آقای خاتمی، كارم را در لبنان رها كردم و به ستاد انتخاباتی پيوستم. بعد از پيروزی آقای خاتمی، در تاريخ ۱۹/۴/۱۳۷۶ مرا به عنوان رياست دفتر رييس جمهور انتخاب كرد. سخت‌ترين سال‌های خاتمی را با وی گذراندم، اين همراهی سخت برايم آموزنده بود، پس از انتخاب دور دوم، در تاريخ ۱۱/۶/۱۳۸۰ معاون حقوقی و پارلمانی رييس جمهور شدم تا ارتباط بين مجلس و دولت را تحكيم كنم. پس از انتخابات معروف مجلس هفتم که پس از سه بار استعفاء بالاخره در تاریخ ٢١/٧/١٣٨٣ مورد قبول رئیس جمهور قرار گرفت و طبق معمول حکم تشریفاتی مشاور رئیس جمهور دریافت کردم! همواره در صحنه‌های سياسی حاضر بودم و ديدگاه‌هايم را گفته‌ام، ده‌ها مقاله در نشريات گوناگون نوشته‌ام و مصاحبه‌های فراوانی با رسانه‌های داخلی و خارجی انجام داده‌ام و در سمینارهای علمی زیادی شرکت کرده ام. از روز تأسيس مجمع روحانيون تاكنون عضو شورای مركزی آن بوده‌ام.
سال هاست كه هر روز مقداری از وقتم را پای اينترنت می‌گذارانم، بيشتر مطالب آن را می‌خوانم و از نوشته وبلاگ‌نويس‌های هم‌وطنم كه مشتری دائمی بعضی از آنها هستم لذت می‌برم. اصلاحات عميق و نهادينه شدن دموكراسی و احترام به سنت و دين را راه نجات ايران می‌دانم. به انقلاب اسلامی و رهبر فقيد آن هميشه وفادار بوده ام و دوست دارم هميشه در خدمت مردم ايران باشم.
همسرم خانم فهيمه موسوی‌نژاد ليسانس مديريت و مدير مؤسسه گفتگوی اديان و سردبير مجله فرهنگی «اخبار اديان» است كه در سال ۱۳۵۸ با وی ازدواج كردم و از زندگيم خيلی راضی هستم. سه دختر عزيزم فائزه و فاطمه و فريده نام دارند که دعا می‌کنم خدا حفظ‌شان کند.
 

در ادامه مطلب عکسهای خاطره انگیزی هست که دیدنش ضرر ندارد!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

از زمانیکه به ابراهیم رها اعلام داشتیم تا ان ستون بودار و معلوم الحا ل را رها نماید و به کار خود مشغول باشد!! چند ریوزی میگذرد خوشوقتیم نامبرده توبه نموده وبه راه راست!!! هدایت شده..

 

اینکه ابراهیم خان رها ستون ((جنگ سرد)) را رها نموده تا این دم انتخاباتی اعتمادیون نروند ور دل شرقیون و هم میهنیون!! و اتو دست رفقای اصولگرای خوش رایحه!! ندهد... خود از  نگاه مدبرانه و دور اندیشی  فوق تصور این عنصر قلم به مزد!!! حکایت مینماید.....

 

رها  تو الیاس الیاسی!!!!! چمدان پر دلار را برداشتی رفتی رو بوم کی نشستی؟؟؟

 

کجا داری کفترا رو هوا میکنی!!؟؟؟؟

 

گمانه زنیها در مورد استعفای رها  از ستون ((جنگ سرد)) همچنان ادامه دارد و کارشناسان مسایل ((کفتر پرانی)) معتقدند نامبرده دلایل خاصی برای عمل خویش دارد!!

 

گمانه میزنیم ایشان دلایل ذیل را در این استعفای ناگهانی دخیل میدانند:
1. برای باز گذاشتن دست الیاس حضرتی

2. برای باز گذاشتن در کفتر خانه

3.سفر های استانی در راستای جمع اوری کفترهای از بالا امده و باد اورده و گمشده در ....!!

4.توبه نموده و برای حلالیت گرفتن از ابوالمشاغل سر به بیابان و خیابان!! گذاشته!!

5.نامبرده در  راستای تقدیر از منتقدین خوش رایحه ها !! جایی!! مشغول مورد تفقد و تقدیر قرار گرفتن است!!

و.........

به هر حال از اینکه رها حیا کرد و اعتمادو رها کرد  مشعوف  گردیدیم!!

 

به الیاس خان حضرتی نیز پبشنهاد میگردد به جای ان ستون معلوم الحال  ستونی با مضمون اشپزی یا اسیب شناسی پدیده یانگومیسم  پدید اورند تا ان جریده یومیه ملون تر و پر پیمان تر گردد!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
شیطان قیم ما نیست!!

اینرا گفت سیگارش را در زیر سیکاری له کرد....

من در حالیکه سعی میکردم خونسرد باشم سیگار دیگری روشن کردم!!!

متاسفم!!اذیتت میکنم! تو در اشکهام گم میشوی.و من کاری نمیتوانم بکنم..

این را گفت و به کباب و تربچه نقلی و ریحان و نعناع خیره شد...

گفتم: من هم عصبانی میشوم!!چرا عصبانی نباشم؟؟بالاخره بین منو تو چیزی بوده و گذشته من هم عصبانی میشوم!! من بی تو هیچ نیستم!!

 

اگر اجازه میدادند جای مرگم را انتخاب میکردم حتما شانه های تو بود!!

این را گفت و نعناع گذاشت روی کباب و نان را پیچید دورش و گاز زد!!

میدانستم همیشه این کار را میکند عادتش است!! اما دهانش هرگز صدا نمی دهد!!!

گفتم:لبخند همیشگیت که روی صورتت ماسید دیگر تحملش سخت شد!!

جرعه ای نوشید و دوباره به کباب و نعناع و ... خیره شد..جرعه دیگری نوشید و سیگار بعدی را روشن کرد!!

نتیجه اخلاقی: ما هیچ تصور و تعهدی از هم نداریم اشنا بودیم نزدیک شدیم و .....

این را گفت و جرعه دیگری نوشید دود سیگارش توی هوا وول خورد بالا رفت تا محو شد!!
گفتم چهره ات را میبینم اما پنجره خاموش است

جرعه ای نوشیدم  معده ام اتش گرفت همه چیز دور سرم چرخیدن گرفت!!سیگار دیگری روشن کردم!!

گفت: ته قبر تاریک است خاموش!!همه اش به پهلوی راست خوابیده ام!! تاریکیست وتاریکی!!

نمدانم کیست من را عوضی گرفته همیشه برام قران میخواند!!!

اینرا گفت و جرعه اخر را نوشید..استکان را  بغل کبابها گذاشت

چای چقدر میچسبه و البته سیگار!!

فکر کردم با این قد و قامت و طره موی پریشون روی ابروش توی قبر که میخوابه چه شکلی میشه؟؟!!

میگفت یکی همیشه میاد بالای سر قبرم هی میگه:((فبای الائ ربکما تکذبان))

دلم گرفت!!

فاتحه ای خواندم و .............

ببخشید نشد!! یعنی نمیشود تمامش کرد!!او هر روز با من کباب میخورد و نعناع و ... جرعه ای لب تر میکنیم

الان سالهاست منو قبر بغلی کارمان این شده!!!!

من و محبوبم............

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
یی مشتی ادم خلوش رشخال هور ماهور!!! خودشان را در دنیا مطرح مینمایند و همه را از کار بیکار نموده همچو مدوی اواره ای!!!!! اسیر سیسلا لنگان !! میکنند!!

این متن کرمانی تقدیم به دوستان کرمانیم!!! که در اقامت ۴ساله من در کرمون!! حسابی مهمان نوازی نمودند!!!!

کریس د برگ را حد اقل همسن و سالهای من خوب میشناسند!!! حسابی خاطره داریم با این مرد!!! زیاد وارد بیوگرافیو این جور چیزا نمیشم!!! ولی اجرای یه اهنگ با اریان هم جالب بود هم نشون داد اریانها خوب حرفه ای شدن دست علی و گروهش درد نکنه!!!!

ترانه مشترك كريس دبرگ و گروه پاپ آريان

كريس دبرگ خواننده ايرلندي با گروه پاپ آريان در ساخت قطعه اي با نام "صلح" با مضمون محبت و باورهاي انساني همكاري مي كند.
كريس دبرگ و گروه آريان

محسن رجب پور مديرعامل شركت فرهنگي هنري ترانه شرقي و مدير گروه آريان به بخش فارسي بي بي سي گفت: "آهنگي براي صلح با حضور مشترك كريس دي برگ آهنگساز و خواننده ايرلندي و گروه آريان در حال توليد است و طي توافقي ميان شركت ترانه شرقي و كمپاني فريمن پروداكشنز در داخل و خارج از ايران عرضه خواهد شد.

او افزود: "اين آهنگ با اطلاع و آگاهي دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در حال توليد است و در آن تلاش شده روحيه انسان دوستانه ايراني به مردم تمام دنيا نشان داده شود."

آقاي رجب پور گفت: "اين قطعه كه مدت آن سه دقيقه و بيست و دو ثانيه است توسط "كريس دي برگ " و همراه با ويولن ايراني تنظيم شده است."

آهنگي براي صلح يكي از آهنگ هاي آلبوم چهارم گروه آريان خواهد بود كه در داخل ايران توسط شركت ترانه شرقي و براي ديگر فارسي زبان هاي دنيا توسط كمپاني جمي ميوزيك ركوردز توزيع خواهد شد. اين آلبوم با نام "دوباره" قرار است اواخر پاييز امسال روانه بازار شود.

كريس دبرگ يكي از معدود هنرمندان معاصر خارجي است كه آثارش با مجوز رسمي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي روانه بازار موسيقي ايران مي شود.

قرار است گروه آريان دي ماه امسال كنسرتي را در تهران برگزار كند، اين در حالي است كه كنسرت اين گروه كه قرار بود تابستان سال ۱۳۸۴ همزمان با انتخابات رياست جمهوري برگزار شود، از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي لغو شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
رفقا بهترین پیشنهاد اخر هفته گوش سپردن به موسیقی

و موسیقیست!!!

 

و

عزیزا مصطفی.... ادامه مطاب رو حتما ببینید....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هر گونه گرته برداری و اقتباس از سبیل اینجانب با برخورد نزدیک از نوع سوم همراه است!!! تمامی حقوق این عکس تحت حمایت اقای کپی رایت!!! است!!


نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
پیوندها
شهروند امروز
ساتیار امامی
طنز نوشته های رویا صدر(بی بی گل)
محسن نامجو.موزیک
نیل یانگ
هبوط در ماداگاسکار
جوشونده کاهو
ریدیو هد
مکتوبl(استاد مهاجراني..)
مرحوم روزنامه شرق....
خانواده مخملباف
خانم اقای الهام!!!
عباس عبدی
عماد الدین باقی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
عادل.....نود.....عادل
زندگی بانو
تیم برتون
صادق هدایت
کافه انتهای کوچه بن بست
کاسنی
افرا
ارتمیس(زنگار)
تراوشات یک ذهن بی مار
کافه نعنا
نغمه
بزرگ سورنا
نگین
کلیله و دمنه
کامبیز امپراطور ..دی-وی-دی
وب سایت گروه (کمل)
وب سایت رسمی قبرستان پرلاشز..پاريس
عطر بخار چای تازه....
خاطرات یک ماه زده ..
خوابهای یک دیوانه در جهان مسطح!!!!!
سلطنت سكوت
موز ماهي...(یونس لطفی عزیز)
اخرين سامورايي..
شاه امفاكتوس سوم
ياد داشتهاي نقاش خيابان چهل و هشتم
احمد زاهدی عزیز
راننده تاكسي...
دل.....پيچه
لاغر مردني.......
گاهی که ماه پیاده میرود...(سید مهرداد ضیایی)
حنا خانم
برای شبگردی های شبانه
Street Sprit
هیلدا هومان(سویدای دل)
فیلدوست
ابر سیاه
شب شعر شکر خند (رضا رفیع عزیز)
فمنیسم از نوع 8
مینیمالهای اشیق سر سونت(....)!!
ترانه علیدوستی
پریشان گوییهای فلان بن هیچ کس
امیر ادهم عزیز!!
سينوحه!!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

عضو جستجوگر وبلاگهای فارسی زبان