تبليغاتX
کافه نادری
بچه مثبتها جمع شوید تا برویم رستگاری بازی......

ارباب جمشید تهران سینما لاله زار منوچهری ............

خاطره

عشق به سینما

انان که ساعتهای روشن عمرشان را در تاریکی سالن اعجاب اور سینما گذرنده اند از ساکنان ارباب جمشید هم خبر دارند؟؟؟

ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
 

    دست های شکسته ویکتور خارا

    ویکتور خارادست‌های ویکتور خارا، دست‌هایی که برای آزادی سرزمین و نیک‌روزی ملتش سیم‌های گیتار را به فریاد وامی‌داشت. دست‌های ویکتور خارا... دست‌های شکسته ویکتور خارا...
    ویکتور خارا خواننده و گیتارنواز شیلیایی در روستایی فقیر به دنیا آمد. مادرش سراینده‌ای بومی بود که پس از پایان کارهای روزمره در جشن‌های درو و آیین‌های تدفین به خواندن ترانه‌ها و سرودهای سنتی می‌پرداخت و بدین ترتیب خارا توانست ترانه‌های روستایی و نخستین درس‌های گیتار را از مادرش بیاموزد.
    خارا در کودکی از آموزه‌های دو محیط متفاوت بهره برد: محیط روستا و سپس شهر سانتیاگو که خانواده‌اش به آنجا مهاجرت کرده بود.
    ترانه‌های بومی‌ای که خارا در کودکی آموخت و موسیقی او ارتباط بسیار نزدیکی با گنجینه موسیقی مردمی آمریکای لاتین دارد. موسیقی آمریکای لاتین در نقطه اتصال موسیقی‌های اسپانیایی و قبیله‌های بومی ( مانند آزتک‌ها و مایاها) ، سازهای محلی و نواهای آفریقایی، صاحب ترانه‌هایی شده که زندگی روزمره، امیدها و حسرت‌های ساکنان این منطقه را بازمی‌تاباند. خارا نیز که تصویر جاندار زندگی خود را در این موسیقی یافته بود، در آثارش به بازآفرینی طبیعت، انسان‌ها و بخصوص زندگی فقیرانه حاکم بر دشت‌ها و صحراهای شیلی پرداخت و سرانجام  رضایت خویشتن‌اش را در تلاش برای محو فقر از جامعه دید.
    ویکتور خاراخارای جوان پس از مرگ مادرش در اثر یک خلا عاطفی راه مدرسه دینی را پیش گرفت، اما از آنجا که آموزه‌های دینی نتوانست خلا درونی او را پر کند، پس از دو سال این مدرسه را ترک کرده و عازم دوره اجباری نظامی‌گری شد. با پایان دوره سربازی، خارا تحصیل در دانشگاه را آغاز نمود و در آنجا به کار پیرامون موسیقی مردمی شیلی پرداخت. در همان مقطع به دلیل علاقه روز افزونش به تیاتر، پس از گذراندن یک دوره آکادمیک بازی‌گری، در سال ۱۹۶۱  با عنوان کارگردان در تیاتر دانشگاه  فعالیت خود را آغاز نمود و اگرچه توانست با نمایش‌نامه‌هایی که روی صحنه برده بود شهرتی به دست بیاورد، اما هرگز ارتباطش را با دنیای موسیقی قطع نکرد. شناختن «ویولت پارا» ـ آهنگساز شیلیایی ـ تاثیر ژرفی بر زندگی هنری خارا گذاشت: آشنایی با جریان « سرود نو»  /nueva cancion  / که در آمریکای لاتین در حال زایش بود. «سرود نو» عنوان جریانی است در موسیقی آمریکای لاتین که از همنوایی سازهای سنتی و ترانه‌های بومی با خیزش‌های سوسیالیستی منطقه بوجود آمد. این جریان اگرچه نخستین بار در آرژانین تحت حاکمیت «پرون» زاده شد، اما از آنجا که در آن کشور به بازتاب قالب‌های سنتی پرداخت، امکان گسترش نیافت؛ ولی همین جریان توانست در شیلی اتحادی بین تلخناکی‌ها و شادکامی‌های
کهن مردم با مسایل سیاسی روز ایجاد کرده و نواهای بسیاری را برای شعرها و آثار منظوم شاعران «پیشرو» ی منطقه، به شکلی ساده و روان و بدون محدود کردن لحن و آهنگ آنها تولید نماید.
   خارا در سال ۱۹۶۹  و همزمان با سال‌های پرالتهاب آمریکای لاتین، نخستین آلبوم «سلو» ی خود را ارائه نمود و در همین سال‌ها آشنایی خارا با دیدگاه‌های سوسیالیستی، سومین تاثیر مهم را در افکار و زندگی او برجای گذاشت. مقابله هنرمندان جریان سرود نو با تبدیل شدن آمریکای لاتین به «حیاط خلوت» ایالات متحده و کوشش‌های خارا در راه آزادی و عدالت، هویتی ضد امپریالیستی به موسیقی او بخشید. خارا می‌گفت:«معتقد نیستم که خواننده انقلابی بودن صرفا مترادف با خواندن سرودهای سیاسی باشد. انقلابی‌گری یعنی نجات دادن ارزش‌های مردم از دست امپریالیزم.»
   ویکتور خارادر سال ۱۹۶۹  حزب کمونیست، سوسیالیست‌ها و دیگر گروه‌های چپ شیلی ائتلافی را با نام «جمعیت مردم»(united popular) تشکیل دادند که این ائتلاف یک سال بعد با معرفی «سالوادور آلنده» به عنودان کاندیدا، وارد رقابت‌های انتخاباتی شد. خارا که تا آن زمان بیشترین فعالیت خود را در زمینه تیاتر متمرکز کرده بود، با آگاهی از محدودیت صحنه‌های نمایش در یافتن مخاطب بیشتر، و از آنجا که به واسطه موسیقی می‌توانست ارتباط گسترده‌ای با توده مردم برقرار کند، خود و گیتارش را وقف جنبش انقلابی شیلی نمود و به همراه چند هنرمند دیگر در استادیوم «شیلی» شهر سانتیاگو کنسرت بزرگی را اجرا کرد. پس از پیروزی «اتحاد مردم» در انتخابات، پربارترین روزهای خارا نیز  آغاز شد. او که  در فاصله سال‌های ۷۳  - ۱۹۷۰  روزانه بیست ساعت کار می‌کرد، با سفر به سراسر شیلی، کنسرت‌های بسیاری برای کارگران معدن‌ها و کارخانه‌ها، زاغه نشین‌ها، دانشجویان و دانش آموزان برگزار کرد و همچنین در مدت سه سال، چهار آلبوم موسیقی نیز انتشار داد. اما در سال  ۱۹۷۳  کودتای پینوشه ـ که از طرف صاحبان معادن مس و سرمایه‌داران بزرگ شیلی، با همکاری ایالات متحده سازمان یافته بود ـ شرایط دیگری بر شیلی حاکم ساخت. بسیاری از انقلابی‌های پیشرو و از جمله سالوادور آلنده در همان روزهای نخست کودتا به قتل رسیدند و بسیاری نیز بازداشت شدند. خارا نیز که در جمع دانشجویان دانشکده فنی دستگیر شده بود، به همراه بسیاری از جوانان انقلابی، به استادیوم «شیلی» شهر سانتیاگو انتقال یافت. در همان استادیوم بود که خارا آخرین سرود خود را خواند: «استادیوم شیلی» (chilie estadio) . پس از آنکه خارا این سرود را خواند، چند هزار جوان بازداشت شده در استادیوم، یکصدا آنرا خواندند و ... 
     خارا سیم های گیتارش را برای آرمان های انقلابی‌اش به فریاد وامی‌داشت و کودتاچیان برای مقابله با او تبر را سلاح مناسبی دیدند... فرزندان دیکتاتور پس از شکستن دست های خارا، جان او را هم در همان استادیوم گرفتند... 
    آخرین آلبوم آهنگ‌های خارا پس از مرگش انتشار یافت: «مانیفست» (manifesto). خارا در ترانه ای که نام این آلبوم از آن گرفته شده است، چنین می‌خواند: «گیتارم نه برای ثروتمندان است، نه برای کاسه‌لیسان آنها / ترانه‌هایم اسکله‌ای است برای رسیدن به ستاره‌ها... »
                                                                                     
منبع متن اصلی: پایگاه اینترنتی سول

تقدیم به ازاد اندیشانی که ازادی را معنا کردند......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
رفقا

تولد لنون کبیر گذشت!!

چن تا لنون دیگر مانده تا به صلح لبخند بزنیم؟؟؟

سیا تاب نیاورد وجود لنون را و چاپمن را ساخت تا به قلب ما شلیک کند....

 

بدون باشتین..داخائو.....اشوویتس....حلبچه.....قندهار.......ویتنام........کامبوج.....هیروشیما..حتا پل هاربر !!

ادامه مطلبو..............

 

ماه عسل جنجالی !!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
اهای

اهای

یکی به این عباس اقا سوپر گوشت بگه دس از سر ما برداره!!!

نیچه کم بود گیر داده به پل استر!!!
چه ربطی داره؟؟؟

منم همینو میگم

ولی عباس اقا سوپر گوشت میگه ما ایرونیا باهاس همه چیمون به همه چیمون بیاد....

حالا چن ساعته تو کافه نشسته گیر داده به ما که بیا بحث کنیم!! در مورد ادیبات و موسیقی!!!
اسیب شناسی رفتارهای شخصیت نیچه در برخورد با جنس مخالف!!!
چی بگم به این عباس اقا!!!
......... دنباله مطلبم داریما!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
چار  پنج روز تا زاد روز شاملوی عزیز نمانده من مثل مراسم سالمرگش سر مزار ان مرد کبیر!! حاضر شده و به ابروی شعر معاصر و همسر عزیزش ایدا

ادای احترام مینمایم میدانم تو هم میایی.....

میبینمت....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
روز دانشجو بر همه دانش جویان مبارک!!!

دولت در راستای تجلیل از مقام شامخ!! دانشجو هدیه مخصوص و مبسوطی را برای این قشر از جامعه در نظر گرفته است!!

فرخنده روزیست امروز عیدی ما به تو ای دانشجو رایحه خوش اوین است مسلخ است و درد است و شکنجه!!

دانشجو    دانش جو  دا   نش جو  دانش در جو .................!!
رزوت مبارک!!!!!!!

 

حالا که نیک اهنگ عزیز نیست ما هم کپی رایت را  به ..... میدهیم!!!

یاد نیک اهنگ و ابرام خان نبوی گرامی ...........

ادامه مطلب .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
 

 

ماهنامه نسیم هراز دو ساله شد

ماهنامه ای که زرد  نیست خاص نیست!! اما توپ است توپ توپ!!

اولا با قیمت ۹۹۹ تومان امد و حالا هزار  تومنی شده!!
با این برو بچ نسیم جمع میشه میوزه:
ارش راهبر...ساتیار امامی....ارش نصیری.....حامد احمدی....برادران شریف کیان....امین محمدی و.............ژ

خداییش تو ارشیو من نسیم  هم کنار فیلم و دانستنیها و گل اقا و دنیای ورزش و مهر و شرق و.............

واسه خودش قطری بهم زده !!!
دوسالگیش مبارک.........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
رفیقان میدانم خود کرده ها چه اسان نسبت به داور کردیم و هر جایی هوس را با خواهشی بر اورده ایم!!!

چشمان مادران دریای احمر نموده ایم

چه مانده بر جا حالا؟؟؟

جز......

    مشت خاطراتی!!!!

مشتی خاطره!!!! در ادامه مطلب نهفته ام!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

ادامه مطلب....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 2 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
اره عزیز دل بی نوستالژی شدیم!!!

تنها شدیم!!!

خودم و خودتو خاطرات و رفقا . کافه های خالی!!!

سینماهای بیرونق!! فیلمهای .......!!

موسیقی فاقر!!!!

کتابهای مثله شده!!
میترسم خاطره را هم سهمیه بندی کنند !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هر گونه گرته برداری و اقتباس از سبیل اینجانب با برخورد نزدیک از نوع سوم همراه است!!! تمامی حقوق این عکس تحت حمایت اقای کپی رایت!!! است!!


نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
پیوندها
شهروند امروز
ساتیار امامی
طنز نوشته های رویا صدر(بی بی گل)
محسن نامجو.موزیک
نیل یانگ
هبوط در ماداگاسکار
جوشونده کاهو
ریدیو هد
مکتوبl(استاد مهاجراني..)
مرحوم روزنامه شرق....
خانواده مخملباف
خانم اقای الهام!!!
عباس عبدی
عماد الدین باقی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
عادل.....نود.....عادل
زندگی بانو
تیم برتون
صادق هدایت
کافه انتهای کوچه بن بست
کاسنی
افرا
ارتمیس(زنگار)
تراوشات یک ذهن بی مار
کافه نعنا
نغمه
بزرگ سورنا
نگین
کلیله و دمنه
کامبیز امپراطور ..دی-وی-دی
وب سایت گروه (کمل)
وب سایت رسمی قبرستان پرلاشز..پاريس
عطر بخار چای تازه....
خاطرات یک ماه زده ..
خوابهای یک دیوانه در جهان مسطح!!!!!
سلطنت سكوت
موز ماهي...(یونس لطفی عزیز)
اخرين سامورايي..
شاه امفاكتوس سوم
ياد داشتهاي نقاش خيابان چهل و هشتم
احمد زاهدی عزیز
راننده تاكسي...
دل.....پيچه
لاغر مردني.......
گاهی که ماه پیاده میرود...(سید مهرداد ضیایی)
حنا خانم
برای شبگردی های شبانه
Street Sprit
هیلدا هومان(سویدای دل)
فیلدوست
ابر سیاه
شب شعر شکر خند (رضا رفیع عزیز)
فمنیسم از نوع 8
مینیمالهای اشیق سر سونت(....)!!
ترانه علیدوستی
پریشان گوییهای فلان بن هیچ کس
امیر ادهم عزیز!!
سينوحه!!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

عضو جستجوگر وبلاگهای فارسی زبان