تبليغاتX
کافه نادری
بچه مثبتها جمع شوید تا برویم رستگاری بازی......

 

 

فرا رسیدن میلاد حضرت مسیح و ایام کریسمس را به تمام هموطنان مسیحی تبریک گفته و سالی پر بار و نکو از خداوند صلح پرور و مهربان برایشان ارزو میکنم!!!

بابا نوئل هر چی میخواین براتون بیاره!!!!
البته اگه بخاطر پوشش نامناسب و غربی تو هوا نزننش!!!!!!

چکمه های بابا نوئل و تبرج تبرج!!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
خب

شکر

امنیت اشتیاهیمان بالا رفت

امنیت های دیگرمان هم مدام دارد بالا میرود!!!!
شنیدم میخواهند اوین را بکل ایران گسترش دهند............تا دیگد مشکل امنیتیمان کلا حل شود!!!
سوال اول:

دختر و زن ایرانی چند تار مو می ارزد؟؟؟

سوال دویوم:

مسببین گرانی و تورم مفسدین اقتصادی زنان چکمه پوش و دانشجویان بی کارت و معلوم الحال!!خاتمی!!هاشمیون!!

نویسندگان اوین نشینان!! مردم ایران زمین و کلا دنیا چگونه و طبق کدام معیار بخود اجازه میدهند اصولا باشند تا چه رسد به اینکه بخواهند باشند!!؟؟

الهام جونم و جوان فکر جونم و سردار جونم !!! بد جوری جونه جونین بخدا!!!!

ایران من چند تار مو می ارزد؟؟؟؟!!!

 تبرج تبرج

امان دل از این تبرج!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
اسماعیل

ساره....

مردی که از کوهی در مرایه بالا رفت....

شیطان برگ اسش را روکرد!!!

شک........

اسماعیل.......جگر گوشه........عشق.......ساره........

مردی که از کوهی در مرایه  بالا میرفت..به پشت سرش نگاه نکرد........به اسماعیل..به ساره.....

تناقض

شک.......تردید

و خداوند رکب زد..........شیطا ن سوخت

مردی که از کوهی در مرایه بالا میرفت.....ابراهیم شد...پدر ایمان!!!

و

اسمعیل...

اسمعیل عزیز گشت

قربانگاه عشق و........ کوهی در مرایه.........

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
سفره شب یلدا
سفره شب یلدا

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

اکنون پس از ارائه نظریه کاربری تقویمی چهارتاقی نیاسر در نزدیکی شهر کاشان و امکان دیدار عملی طلوع خورشید انقلاب زمستانی، عده‌ای این شب را در انتظار تماشای خورشید در کنار چارتاقی برگزار می‌کنند

 پبشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است . بسياری بر اين باورند که ريشه‌ی پاس‌داشت شب چله ميراث قوم کاسپیان‌ است . کاسپ‌ها از اولين اقوام آريايی هستند که وارد ايران شدند.ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گيلان امروزی سکنی گزيدند و پس از چندی به نقاط ديگر ايران مهاجرت کردند . کاسپ‌ها قوم نيرومندی بودند و تمدن توانمندی را پايه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زيگورات چغازنبيل، آسياب‌ها و قنات‌های شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنين پل‌های بسياری با نام آناهيتا در سراسر ايران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هايی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمين در گردش به دور خورشيد را اندازه‌گيری کنند . کاسپ‌ها با استفاده از اين ابزار به تقويمی دقيق دست يافتند و دريافتند که پس از آخرين شب پاييز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود. این جشن در ماه پارسی «دی» ( تولد دوباره خورشید ) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژه ی روز ( DAY ) در زبان انگلیسی ( که همریشه با زبانهای کهن آریایی است ) نیز از نام این ماه برگرفته شده است . نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین . یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است . ( برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است ) . بعد از هجرت گسترده ی مسحیان در زمان کشتار امپراطوری روم به ایران و منطقه های آسیای صغیر . هنگام توسعه‌ی آيين مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زايش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار می‌شده است و پس از استيلای مسيحيت در اروپا، آداب و رسوم آيين مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در ميان روميان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دين جديد رنگ نباخت . تا سال ٣٥٠ ميلادی تمام فرقه‌های مختلف مسيحيت متفق‌القول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانستند وليکن نفوذ آيين مهر کليسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسی مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترين جشن آيين مهر را در خود حل کنند . با قدرتمند شدن کليسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند. ليکن هنوز کليسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانند . آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است که ٢١ يا ٢٥ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنين تاريخ دوران اوليه‌ی مسيحيت ، روز ميلاد عيسی مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نيز غيرقابل‌انکار است . نخستين مايه‌های جشن کريسمس وايلانوت ميراث و هديه‌ی ايران کهن به جهانيان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشيده‌است . ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاييده‌شدن خورشيد می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نيايشگاه‌های پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول می شدند تا پيروزی مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است . روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خورروز ( روز خورشید ) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود ( خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند ) . در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

 تاثیر یلدا در جشن های دیگر اقوام

  • امری که از شواهد تاریخی حکایت می کند این است که بیشتر رسوم دین مسیحیت از مهرپرستی و یا میتراییسم برگرفته شده است . مانند تولد مسیح در یک آقل که برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می باشد , نیز از این آیین کهن آریایی گرفته شده است و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستاره ای بر فرازش تزیین می شد . ( ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می کند تا به میترا در غار برسند - درخت سرو را از این روی دوست داشتند که نماد آزادگی و مقاومت در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیاتمان می توانیم به وفور بیابیم - درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود ) . همچنین کلمه‌ی نوئل از ريشه‌ی رومی ناتال به معنی تولد است و همان‌گونه که ذکر شد نام جشن روميان ناتاليس اينوکتوس بوده‌است . بابانوئل با کلاهی شبيه کلاه موبدان آيين مهر ظاهر می‌شود.
  • در حدود ٤٠٠٠ سال پيش در مصر باستان جشن « باززاييده‌شدن خورشيد »، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده است. مصريان در اين هنگام از سال به مدت ١٢ روز، به نشانه‌ی ١٢ ماه سال خورشيدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پيروزی نور بر تاريکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنين از ١٢ برگ نخل برای تزيين مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند که نشانه‌ی پايان سال و آغاز سال نو بوده است.
  • در یونان قدیم نیز , اولين روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشيد بوده است و آ‌ن را خورشيد شکست‌ ناپذير، ناتاليس انويکتوس، می‌ناميدند( که از ریشه ی کلمه ی ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده است و معنی اش , میلاد و تولد است ) . ریشه های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده است از مهمترین این جشن های می توان به جشن ساتورن اشاره کرد.
  • در قسمت‌هايی از روسيه‌ی جنوبی , هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌کنند. اين آيين‌ها شباهت بسياری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین های ویژه این جشن بوده و هست . یکی دیگر از آیین های شب های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
  • يهوديان نيز در اين شب جشنی با نام «ايلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نيايش می‌پردازند.
  • آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خُرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
  • نخستين روز زمستان در نزد خرمديناني كه پيرو مزدك هستند نیز سخت گرامي و بزرگ دانسته مي‌شود و از آن با نام «خرم روز» ( خره روز ) ياد مي‌گردد و آيين‌هايي ويژه در آن روز برگذار می شود . اين مراسم و نيز سالشماري آغاز زمستان هنوز در ميان برخي اقوام ديده مي‌شود كه نمونه آن تقويم محلي پامير و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجيكستان) است.

 جشن یلدا و عادات مرسوم در آن

در آیین کهن , بنابر يک سنت ديرينه آيين مهر شاهان ايرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمين می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپيد به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپيد می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان ديگران زندگی می‌کردند. رئيس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی يکسان بودند( صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد ) . جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرتر ها برای همه قصه تعریف می کردند . آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه ها که اکثرا" کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند . در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

 نگاهی دیگر

درازترین شب سال، شب اول برج جدی. شب چله بزرگ زمستان. این کلمه در سریانی به معنی میلاد است. چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کردند از اینرو بدین نام نامیدند.

معزی
تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا
+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
انیو موریکونه (Ennio Morricone)، موسیقی دان و آهنگساز برجسته ایتالیایی، بیش از هر چیز به خاطر موسیقی متن فیلم و به خصوص فیلمهای وسترن ایتالیایی (وسترن اسپاگتی) شهرت دارد و شاید مشهورترین آثار وسترن او، مجموعه "دلار" با شرکت کلینت ایستوود (Clint Eastwood) و به کارگردانی همکلاس قدیمی اش، سرجیو لئونه (Sergio Leone) باشد.
سرجیو لئونه در دهه 60 و بعد از آن، تعداد زیادی فیلم ساخت که عمومآ به زبان ایتالیایی ساخته و بعد به انگلیسی دوبله می شد. ترکیب پس زمینه های ایتالیایی و داستانهای وسترن با قهرمانی شکست ناپذیر، به ساختن چند فیلم موفق گانگستری نیز منجر شد که او تقریبا در تمام آنها از موسیقی موریکونه استفاده کرد.

هرچند تماشاگران انگلیسی زبان پس از دیدن این فیلمها با موسیقی موریکونه آشنا شدند، اما او قبل از آن در موطن خود آهنگسازی مشهور بود.

تحصیل و آغاز کار آهنگسازی
انیو موریکونه در سال 1928 در رم متولد شد و بعدها در همانجا به تحصیل موسیقی پرداخت. او نواختن ترومپت و آهنگسازی را تحت نظر گوفردو پتراسی (Goffredo Petrassi 1904-2003 آهنگساز و مدرس موسیقی کلاسیک مدرن) و همچنین رهبری کر را در کنسرواتوار سانتا چچیلیا (Santa Cecilia) فرا گرفت.

در ابتدا قصد داشت که به ساختن موسیقی کلاسیک مدرن بپردازد اما این ایده با پیش آمدی، تغییر کرد. موریکونه برای تنظیم ترانه های پاپ ایتالیایی دعوت شد که در آن زمان هیچ آشنایی با آن نداشت. یکی از آثار بسیار موفق او در این زمینه ترانه (Se telefonando 1966) با اجرای مینا Mina (متولد 1940-خواننده ایتالیایی) است که هنوز هم از جمله ترانه های بسیار محبوب ایتالیا به شمار میرود.

audio.gif Se telefonando

موریکونه کار نوشتن موسیقی برای فیلم را از سال 1962 آغاز کرد و در ضمن از کار بر روی آهنگسازی و تنظیم موسیقی کلاسیک نیز غافل نبود.

audio.gif خوب ، بد ، زشت

The Legend of 1900
The Legend of 1900
فیلمی موزیکال با موسیقی انیو موریکونه
در سال 1964، همکاری مشهور او با سرجیو لئونه و برناردو برتولوچی (Bernardo Bertolucci) آغاز شد. او برای لئونه موسیقی "به خاطر یک مشت دلار" را ساخت که با تعدادی وسترن دیگر ادامه پیدا کرد. در سال 1968 او بیشتر به آهنگسازی فیلم پرداخت و در یک سال، بیست موسیقی متن ساخت.

audio.gif قطعه بسیار زیبای Plaing Love از The Legend of 1900

با وجود اینکه همکاری طولانی موریکونه با لئونه از شهرت زیادی برخوردار است، اما خود او با کارگردانانی چون جیلو پونته کوروو (Gillo Pontecorvo) و جولیانو مونتالدو (Giuliano Montaldo) بسیار راحت تر بود.

audio.gif A fistful of dynamite

یکی از افرادی که در اکثر آثار موریکونه حضور دارد، آلساندرو آلساندرونی (Alessandro Alessandroni) دوست زمان کودکی او است که با نواختن سازهای بادی کوچک (فلوت و فلوت مجار) در اجرا با او همراهی میکرد.

وجه مشخص آثار موریکونه
موسیقی موریکونه در فیلمهای وسترن بسیار مشخص و برجسته بود زیرا بسیار نو و بدیع بود و ساز بندی بسیار خلاقانه و نا متعارف آن (با استفاده از بلز، گیتار الکتریکی، ساز دهنی و آوای دوردست زنبورک) به علاوه ترکیبات صوتی زیبا موفق شده بود صحنه های نمای نزدیکی که در آن شخصیتها یکدیگر را برانداز میکنند و منتظر حرکتی از جانب یکدیگر هستند، پر از تحرک میکند. سپس صحنه پر تحرک بعدی را با تاکیدهای مناسب، قویتر کرده و حرکتی را که به سرعت برق پایان میابد را به یاد ماندنی میکند.

audio.gif تب طلا

حس غریزی او در موسیقی موجب شده است که موریکونه در تشدید حالت افسانه ای قهرمانهای بزرگ و بی مانند بسیار موفق باشد. همین حس غریزی توانست او را در ساختن حال و هوایی احترام انگیز برای داستانی که دوره های مختلف زندگی قهرمانش را بازگو میکند، سینما پارادیزو، و همچنین جادوی پایان ناپذیر قهرمانان فیلمهای "تسخیر ناپذیران" (The Untouchables) و "روزی روزگاری در آمریکا" (Once upon a Time in America) یاری کند.

موسیقی "روزی روزگاری در آمریکا" علاوه بر تم کند اصلی، در جاهایی با موسیقی رقص متعلق به آن دوران جایگزین میشود و همچنین در آن از سازهای نامتعارفی چون بانجو و پن فلوت Pan-Flute (سازی شامل چندین ساز فلوت مانند با ارتفاع متغیر که مانند ساز دهنی در کنار هم قرار گرفته اند) استفاده کرده است.

audio.gif Once Upon a Time in America

اینها مثالهایی از زبردستی این آهنگساز در حرکت ماهرانه میان سطوح عالی موسیقی جدی و موسیقی هزل آلود خبر میدهد که با توانایی آشکار او در ترکیب عناصر مهمل باب روز با فضاهای محترم حماسی و مذهبی، او را به موسیقی دانی بی رقیب مبدل کرده اند.

موسیقی فیلم "ماموریت مذهبی" (The Mission) نمونه بارز چنین ترکیبی است. موریکونه در این موسیقی نوای سرود مانند گروه کر را با سولویی تیز و نسبتا گوش خراش، آهنگهای بدون کلام بومی، طبلها و پن فلوتها در هم آمیخته تا فضای یک جنگل آمریکای جنوبی را به وجود بیاورد.

audio.gif تم زیبایی از The Mission

انیو موریکونه در سال 1970 برای فیلم Metti, una Sera a Cena موفق به دریافت اولین جایزه نوار نقره ای (Nastro d’Argento) شد که جوایزی است که سالانه از طرف نویسندگان مطبوعات ایتالیا به دست اندرکاران سینمای جهان اعطا میشود و از مهمترین جوایز سینمایی ایتالیا به شمار میرود.

اجراهای دیگر از موسیقی موریکونه
آثار سینمایی موریکونه بارها توسط هنرمندان دیگر اجرا وضبط شده است. هوگو مونته نگرو (Hugo Montenegro) با نسخهای برگرفته از تم "خوب، بد، زشت" در انگلستان و آمریکا به موفقیت بسیاری دست یافت و در سال 1968، این موفقیت را با آلبوم دیگری از او ادامه داد.

audio.gif تم زیبایی از The Legend of 1900

در میانه دهه هشتاد، جان زورن (John Zorn) نیز آلبومی به نام The Big Gundown با موسیقی موریکونه تهیه کرد.

در سالهای اخیر، موریکونه با هنرمندان موسیقی بین المللی همکاری میکند از جمله دولچه پونتس (Dulce Pontes) خواننده پرتغالی (در 2003) و یویوما (Yo-Yo Ma) نوازنده ویولون سل گروه Virtuoso (در 2004) که هردو آلبومهایی از موسیقی کلاسیک او را به همراهی ارکستر سمفونیک رم، به رهبری موریکونه اجرا کرده اند.

Ennio Morricone
Yo-Yo Ma & Ennio Morricone
گروه متالیکا (Metallica) نیز برای آغاز کنسرت خود از قطعه Ecstasy of Gold موریکونه استفاده کردند.

در سال 2003، موریکونه برای فیلم ژاپنی "داستان تایگا" (Taiga drama) را که درباره جنگجوی افسانه ای ژاپن میاموتو موساشی است موسیقی متن ساخت.

او در سال 2005، با ارکستر سمفونیک رم به اجرای یک تور دست زد و در شهرهایی چون نیویورک، بیلبائو در اسپانیا، براتیسلاوا در مجارستان و توکیو، برنامه اجرا کرد.

موریکونه در سال 2006 با ساختن قطعه زهی ترانه Dear God, Please help me آماده حضور افتخاری در جدیدترین آلبوم گروه موریسی Morrissey به نام Ringleader of the Tormentors میشود.

از جمله فیلمهای موفق و مشهوری که او موسیقی فیلم آنها را تهیه کرده و در ایران دوبله و به نمایش گذاشته شده است می توان به موارد زیر اشاره کرد :

- 1963 : مارمولک ها
- 1964 : به خاطر یک مشت دلار
- 1965 : شش لولی برای رینگو
- 1965 : مشت ها در جیب
- 1966 : خوب، بد، زشت
- 1966 : نبرد الجزیره
- 1968 : روزی روزگاری در غرب
- 1969 : دسته سیسلی ها
- 1969 آدم خواران
- 1973 : کشتار در رم

اضافه می شود موسیقی فیلم زیبای The Legend of 1900 که مورد توجه بسیار زیاد دوستداران موسیقی است از کارهای این آهنگساز برجسته است.

انيو موريكونه، يكى از بزرگترين آهنگسازان فيلم در جهان اگر چه نزديك به هشتاد سال از عمرش می‌گذرد و تا به حال جوايز متعددی، از شير طلايى جشنواره ونيز گرفته تا جايزه گلدن گلوب را كسب كرده ، اما جاى جايزه اسكار در كلكسيون افتخارات اين آهنگساز بزرگ ايتاليايى خالى بوده كه حال اين خلا نيز پر شده است.





برای دومین بار در تاریخ هفتاد و نه ساله مراسم اسکار، جایزه یک عمر فعالیت هنری به یک آهنگساز سپرده می‌شود. انیو موریکونه نامی است که همه علاقه مندان سینما و به ویژه سینمای وسترن را به سال‌های دور برده و تداعی کننده نوای دلنشین فیلم «خوب ، بد ، زشت» است.

او به پاس ۴۵ سال فعالیت در حوزه موسیقی با خلق بیش از ۴۰۰ اثر برای فیلم و سریال‌های تلویزیونی روز ۲۵ فوریه در سالن آکادمی اسکار مورد تقدیر قرارخواهد گرفت. موریکونه پیش از این ۵ بار کاندید دریافت جایزه اسکار برای بهترین موسیقی فیلم شده بود ولی هیچگاه موفق به دریافت آن نشد.

انیو موریکونه در سال ۱۹۲۸ در شهر رم پایتخت ایتالیا به دنیا آمد و در یکی از معروف‌ترین کنسرواتوارهای دنیا سانتا چچیلیا Santa Cecilia موسیقی را آموخت. او نواختن ترومپت، آهنگسازی و همچنین رهبری کر را در همان کنسرواتوار فرا گرفت.

در سال ۱۹۶۲ کار نوشتن موسیقی فیلم را آغاز کرد و توانست در یک سال ۲۰ موسیقی متن فیلم بنویسد. نام موریکونه با موسیقی فیلم «برای یک مشت دلار» اثر سرجیو لئونه بر سر زبان‌ها افتاد و از آن پس پله‌های پیشرفت را یکی بعد از دیگری بالا رفت.

چندی پس از آن موریکونه با ساختن موسیقی برای فیلم «خوب، بد، زشت» اثر همان کارگردان به یکی از چهره‌های مشهور موسیقی در سینما تبدیل شد و به خصوص نام او با سینمای وسترن گره خورد. البته وسترن از نوع ایتالیایی که در بین منتقدان سینمایی به وسترن اسپاگتی شهرت دارد.

او با استفاده از صداها و ابزار الکترونیک در موسیقی فیلم «خوب، بد، زشت» دست به خلق اثری زد که در زمان خود یک نوآوری محسوب می‌شد. موریکونه در موسیقی خود از افکت‌ها و صداهایی استفاده کرد که نمی‌شد آنها را با سازهای آکوستیک تولید کرد. از آن جمله می‌توان به استفاده او از سوت اشاره کرد.

ترکیب بندی سازهای «خوب ، بد ، زشت» و هم چنین استفاده از اصوات نامتعارف و الکترونیک از کارهایی بود که در آن زمان (دهه شصت میلادی) بسیار بدیع و خلاقانه جلوه می‌کرد و همین نوآوری او، منتقدان را از آن زمان تا اکنون به ستایش واداشته است.

تنوع سبک در کارهای موریکونه از دیگر خصوصیات این آهنگساز است. او شیوه‌های مختلف را در آهنگ‌هایش تجربه می‌کند . به عنوان مثال درست برخلاف موسیقی فیلم «روزی روزگاری آمریکا» که در ذات خود تم زیبا و برجسته‌ای دارد، موریکونه در فیلم «خوب ، بد ، زشت» از یک تم ساده و پیش پا افتاده و حتی هزل آمیز مجموعه‌ای دلنشین و به یاد ماندنی برجای می‌گذارد.

یکی از ابتدایی‌ترین اصول برای ساخت موسیقی فیلم آن است که موسیقی نباید از فیلم برجسته تر باشد بلکه باید در خدمت آن قرار بگیرد. یکی از ویژگی‌های آثار موریکونه آن است که نه تنها آهنگ‌هایش در خدمت فیلم هستند بلکه بسیاری از آنها به عنوان موسیقی محض و جدا از سینما و فیلم نیزقابل تامل می‌باشند.

از دیگر آثار این آهنگساز که بسیار متفاوت از آهنگ‌های فیلم‌های گذشته از جمله فیلم‌های وسترن اوست، می‌توان به سینما پارادیزو به کارگردانی جوزپه تورناتوره اشاره کرد. موسیقی موریکونه به این فیلم وجهه‌ای خاص بخشیده چراکه بیشتر از دیالوگ‌های رد و بدل شده بین شخصیتها، موسیقی، مدیوم ارتباطی بین فیلم و تماشاگر است.

همکاری موریکونه با تورناتوره ادامه پیدا می کند تا در سال ۲۰۰۰ برای فیلم مالنای او نیز آهنگ می سازد. این فیلم از جمله فیلم هایی بود که کاندید دریافت اسکار برای بهترین موسیقی متن فیلم شد.

اگر چه شاید داوران اسکار دیر به فکر تقدیر از موریکونه افتادند اما او پیش از این در اروپا جوایز بسیاری را تصاحب کرد. از آن جمله می‌توان به شیر طلایی ونیز در سال ۱۹۹۵ برای یک عمر فعالیت سینمایی ، جایزه گلدن گلاب در سال ۲۰۰۰ برای فیلم «افسانه ۱۹۰۰» به کارگردانی جوزپه تورناتوره اشاره کرد.

او هم چنین در سال ۱۹۹۰ برای موسیقی فیلم سینما پارادیزو ساخته تورناتوره توانست سه جایزه مهم اروپایی یعنی بافتای بریتانیا، کن فرانسه و داود دوناتللوی ایتالیا را به دست آورد.

انیو موریکونه در گفتگویی که چندی پیش با رادیو کاپیتال ایتالیا درباره دریافت جایزه اسکار انجام داده بود می‌گوید: «این اعتباری است که از میان سایرین به من تعلق می‌گیرد بنابراین نمی‌گویم که می‌توانستند این جایزه را خیلی پیش از این به من بدهند.»

موریکونه با وجود آن که با بسیاری از کارگردانان و تهیه کنندگان مطرح هالیوود کار کرده است اما هیچ وقت نمی‌خواهد به آمریکا نقل مکان کند. برای ترغیب او به زندگی در آنجا حتی ویلایی در بورلی هیلز هم پیشنهاد داده‌اند ولی موریکونه می‌گوید: « من همیشه عاشق شهر رم هستم و هرگز به زندگی در کالیفرنیا فکر نکردم.»

در ايتاليا موريكونه را به عنوان آهنگساز ترانه‌های معروفی چون (Se telefonando) برای مينا ماتزینی Mina Mazzini خواننده مطرح ايتاليايی نيز می‌شناسند. اين ترانه درسال ۱۹۹۶ بهترين ترانه سال شد و خواننده‌اش را به اوجی رساند كه هيچوقت ديگر نتوانست آن را تكرار كند. این ترانه هنوز هم از جمله ترانه‌های بسیار محبوب ایتالیا به شمار می‌رود.

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 2 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 

جهد کن تا محب باشی و عاشق

چون تو می خواهی که جائی روی ، اول دل تو می رود و می بیند و بر احوال آن مطلع می شود .

آن گه دل باز می گردد و بدن را می کشاند .

اکنون این جمله خلایق به نسبت به اولیاء و انبیاء ، اجسامند .

دلِ عالمِ ایشانند . اول ایشان به آن عالم سیر کردند و از بشریت و گوشت و پوست بیرون آمدند و تحت و فوق آن عالم و این عالم را مطالعه کردند و قطع منازل کردند تا معلومشان شد که راه چون می باید رفتن .

آن گه ، آمدند و خلایق را دعوت می کنند که :

( بیائید به آن عالم اصلی که این عالم خرابی ست و سرای فانی ست و ما جائی خوش یافتیم ، شما را خبر می کنیم )

پس معلوم شد که دل ، فی جمیع الاحوال ملازم دلدار است و او را حاجت قطع منازل و خوف ره زن و پالان استر نیست .

تنِ مسکین است که مقید اینهاست .

هرجا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی .

وچون محبت ملک تو شد همیشه محب باشی در گور و در حشر و در بهشت .

چون تو گندم کاشتی قطعاً گندم روید و در انبار همان گندم باشد و در تنور همان گندم .

مجنون خواست که پیش لیلی نامه ای نویسد ، قلم در دست گرفت :

(خیال تو مقیم چشم است و نام تو از زبان خالی نیست و ذکر تو در صمیم جان جای دارد پس نامه پیش کی نویسم؟؟ ، چون تو در این محله ها می گردی ؟ ) قلم بشکست و...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
یک سری عکس واستون انتخابیدم تو ادامه مطلب به تماشا بنشینید ای دوستان جان پیشانی سپید و بیکار!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

من نه اینکا هستم نه برده ای سیاه نه مزدورو نه بربر!!

فاشیست نیستم!!

مغول نیستم عرب هم نیستم .... نه بورژوایی هستم  اهل پاریس!!

نه یک ترسا!!

من عضو هیچ جمعیتی نیستم به مسجد نمیروم!!

معتقد به هیچ جنبش و هیچگونه چانه زنی از هیچ نوعش نیستم!!

نه به تقدس مطلق اعتقاد دارم نه شورشیم!!!!

Gogito ergo sum!!

من طغیان نمیکنم پس هستم.....

 

هوادار جریانی نیستم

جز افرینده افرینش به هیچ تقدیری معتقد نیستم

 

فرد را نمیستایم غیر متعارف نیستم ماجرا جویم تظاهر نمیکنم!!!
یگانه عذر من اینست که دیده نمیشوم!!!

هیچ نیستم پس همه چیر برایم مجاز است!!!

گناه ... ملکوت....فلسلفه....جنگ....خدا....!!!!

 

من

زاده رنج پدرانی ام  که وحشتناک شاد بوده اند

زاده ذهن مادران جاویدی هستم که در لحظه اخر  به تضاد تن دادند...

داوری قرنهاست به تاخیر افتاده!!!
پس ... هیچ تضمینی نیست نیکویی را

ضرورتی ندارد نیک بودن شر گشتن....

بودن را تضمینی نیست..........!!

و

من همچنان هستم...

......................!!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
برادر......................

خانه از پایب.........................وی....است

..............

.........................

..................................................

...................................

..............................................

ممد طلا ازاد باید گردد

النگوی دانشجو مطلا باید گردد!!!

..............

سلف دانشگاه اوپن باید گردد!!

..........

.................!!!

{............} بی ادبی دانشجو اها باید گردد!!!

 

................

اوین لونا پارک باید گردد!!

..

.......

امنیت اشتباهی .......چکمه خواهر دانشجو.............!!!

دغدغه دانشجو..........مرتفع..مرتفع....

ماکارانی تمبر هندی................

شقایق نرماندی از ان تو!!

ساعت ۴ نبش خیابان شهید قندی!!!!!

...............

ازادی...........ازادی............ازادی............

ونک.از  اتوبان!!

........

ج ..ن........ب.....ش......(قر تو کمرم فراونه کجا بریزم؟؟؟؟؟ الهام: همونجاش همونجاش!!!!

دانشگاه  ازاد.........واحد تو دهن!!( رودهن سابق)......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 

 

تهوع اورترین لحظات عمرم با تو گذشته ست.......

 

یاد گاری از کسی دوست داشتنی و از یاد رفته!!

اه نازنین

کاش تو واقعی بودی...

 

میدیدم که کشتی ما داشت غرق میشد.

میدانستم که ناخدا دروغ گفته ست

 

همه میدانستند

همه میدانند که فاجعه در راه است

از صلیبها خون میچکد....

 

کاش تو واقعی بودی...

کاش لکنت مدام کلام در وصف انچه در پیش است رفع میشد

کاش اتش خود را به خورشید تسلیم کند

کاشکی

کاشکی تو واقعی بودی

کاش دنیا رحم میکرد

کاش زمان برهه ای از خودش را میبلعید!!!

 

اما

همه میدانند فاجعه ای در راه است..............

فاجعه ای از جنس زمان ما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

بیشتر از اینکه برای خودم ناراحت باشم دلم واسه این نسل تباه شده میسوزه!!!!

نسل ((ممد گلزاری))

کار بجایی رسیده روزنامه اعتماد  با ممدی مصاحبه میکنه و و عکسشو بزرگ میزنه صفحه اول!!!!

شک کردم اول فک کردم یه زرد نامه س شبیه اعتماد ما!!!
بعد دیدم نه خود اعتماده!!!

نمیشه باور کرد موج گلزار- افشاری به قشر روشن فکر ماهم نفوذ کرده باشه!!!!!

متاسفم فقط همین!!!!

 

اولین روز دانشجوییو خوب یادمه روی صندلی کلاس که نشستم بخودم گفتم دیگه بزرگ شدی!! وشده بودم!!!
کسب علم در مکتب گلشیری و صادقی و زکان و الستی و رفیعا و سمندریان و دولت ابادی و البته رضا نبوی!!!
کم نبود ونیست همیشه مایه افتخار من است که این بزرگان را از نزدیک درک نموده ام….

 

روی صندلی کسی با خطی نه چندان زیبا نوشته بود ((کاش من یک برت لنکستر بودم!!))

 

اولین چیزی که بذهنم رسید این بود که چرا برت لنکستر چرا الن دلون نه یا حتا دنیرو یا ال پاچینوی کیبر یا براندو یا شین و…….

 

خب ان دوست عزیز را نشناختم!!!!!!

 

سالها گذشت ما سینما گر نشدیم

از نسل ما قبادی و مقدم و احمد لو . از بچه های ما مشخصا مهدی کرم پور توانستند فیلمساز شوند!!!!

از انهمه عشق سسینما همینها را داریم!!!!!

تازه نسلی که واقعا عاشق بودند نسل من نه مانند قبلیها سینمای ازاد را تجربه نموده بود و فیلمهای بزرگ را در سینماها دیده بود نه مثل نسل کنونی با یک کلیک و هزار تومن پول سینما را بخانه میبرد!!!!

ما نسل سینمای ممنوعه بودیم!!!!
نسل ویدئوهای مخفی و حرام!!!
فیلمهای زیر لباسی!!!

ولی

عاشق بودیم و ………………..

 

اما

نسل کنونی نسل ممد گلزار و جینگولک بازیهای ….!!!!!

نسل سرعت و غرور و نخوت احمقانه

لیست کردن اسامی و تکه های خارجکی و اداهای منورالفکرانه چیزی جز سطحی نگری و حماقت را به ارمغان نیاورده!!!

 

تهاجمی که بخاطرش نسل من تو گوشی میخورد و تحقیر میشد

به مدد ندانم کاریهای بزرگان قوم و مشایخ مصلحت اندیش انچنان  جا خوش کرده که حالا خرده فرهنگی مقبول شده و از ارمانهای سخت گیرانه و دور از دسترس دیگر خبری نیست!!!!

ان نسخ یک شبه و مشابه سازیهای بی علت کار خودش را کرد

و

حالا چنین شده که یک مجری خانگی و دولتی مثل حسنی یا رشید پور تبدیل به جریان شده اند و دلقک بازیهای مسخره صحت و مدیری و …. همه مان را به ریشخند گرفته اند!!!
سمبل های نسل به فنا رفته کنونی بتهای بازاری شکننده و تردی هستند که با نسیم ملایمی خرد میشوند!!!!

هنر تاریخ مصرف دار

موسیقی فاقر

سینمای ابگوشتی!!!

ورزش همیشه شرمنده

دولت عاجل!!!
و…………………..

 

و نسلی پوشالی مثل بزرگانش

ممد گلزاری و رو گرا و سطحی نگر!!!

افسوس و صد افسوس که ارمانهای ایده ال گرایانه تبدیل به بازیهای کودکانه و رقاصیهای طنازانه عده ای احمق شده است!!!!!

حالا روی صندلیها علامب رپ !!! و فحشهای ابدار اجنبی !!! نوشته میشود !!!

توی کیف پول دختران تین ایجر عکس ممدی و مهی و هیچی و هاکان و ……..!!!! پر شده

نسلی که ……………..

یاد عکسهای شریعتی و بامداد و ………………بخیر!!!

 

کاش من یک ممد گلزار بودم!!..............!!

ادامه مطلبو....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
 

 

 

 یاد شان گرامی انانکه هنر را نفروختند و در تند باد عدالت محوریهای کور!!! و سطحی نگریهای نسل سر گردان در راه و ...

مجبور به .........شدند!!!
هر کافه کافه کتاب سینما فروشگاه و ......که میرود!!! هنر ماست که اب میشود!!!
چه خاطرات و....

افسوس مملکت ما تاریخ دارد!!!و این عذاب اور است. ادامه رو برید ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 3 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
رفقا اخر هفته شد و تراوشات نوستا لجیک !!! ترواشیدن اغاز نموده ست!!

کمی ...

فقط کمی

چند چکه عکس . کلی خاطره!!!!!

ادامه مطلبو باش......................!!

خوش باشید و سبز.......و نارنجی و پرتقالی و از این حرفا!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
کی نشئگی مخدر از سرم میپرد؟؟

چه کسی فریاد خواهد زد و چه زمان؟؟

کیست که بخاطر گرسنگیش طلب کند؟؟

چه زمان کسی بدست خویشتن خویش بند مرگ را رها میکند؟؟

اینه را میشکنند؟؟

کیست که بوی باروت را دوست نداشته باشد!!

منتظر معجزه ای که رخ نمیدهد میانیم؟؟؟؟

توانمان را می از ماییم!!
خطایی ازمان سر نمیزند!!!
اما

معجزه فرا نمیرسد!!

اینه ها میشکنند!!

نشئگی میپرد از سرمان...........

زمان را میبینیم که میگذرد...................

موزارت

موزارت

نوای قطعه ای از موزارت میماند زندگی!!

صدای  ادامس خرسی میدهد...!!
به انتظار معجزه ایم

و

پیکان تاریخمان بر پهلومان!!
بر اشک صعود میکنیم و ساکتیم...

به انتظار نشسته ایم....

مردان عمل پس افتاده اند جو گرفته مان...!!
روحمان را تدفین میکنیم با کلی گوسپند و سوسن وحشی و شقایق نرماندی...

موزارت

موزارت

حقا که قابیل مرد بود!!!!!!
و ژاندارک در سپاه دشمن!!!

و

دودمان کهن من به فنا ره میسپارد!!

منتظر معجزه ایم هنوز!!
سبب تاریکی همین است...

فراموش کنیم که زمستان در راه است

اکنون که خدایی در ان بالاست!!
و زائری در راه نیست

بیا

تحقیمان را محقق کنیم

معجزه ای در کار نیست!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط هیراد افشار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هر گونه گرته برداری و اقتباس از سبیل اینجانب با برخورد نزدیک از نوع سوم همراه است!!! تمامی حقوق این عکس تحت حمایت اقای کپی رایت!!! است!!


نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
پیوندها
شهروند امروز
ساتیار امامی
طنز نوشته های رویا صدر(بی بی گل)
محسن نامجو.موزیک
نیل یانگ
هبوط در ماداگاسکار
جوشونده کاهو
ریدیو هد
مکتوبl(استاد مهاجراني..)
مرحوم روزنامه شرق....
خانواده مخملباف
خانم اقای الهام!!!
عباس عبدی
عماد الدین باقی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
عادل.....نود.....عادل
زندگی بانو
تیم برتون
صادق هدایت
کافه انتهای کوچه بن بست
کاسنی
افرا
ارتمیس(زنگار)
تراوشات یک ذهن بی مار
کافه نعنا
نغمه
بزرگ سورنا
نگین
کلیله و دمنه
کامبیز امپراطور ..دی-وی-دی
وب سایت گروه (کمل)
وب سایت رسمی قبرستان پرلاشز..پاريس
عطر بخار چای تازه....
خاطرات یک ماه زده ..
خوابهای یک دیوانه در جهان مسطح!!!!!
سلطنت سكوت
موز ماهي...(یونس لطفی عزیز)
اخرين سامورايي..
شاه امفاكتوس سوم
ياد داشتهاي نقاش خيابان چهل و هشتم
احمد زاهدی عزیز
راننده تاكسي...
دل.....پيچه
لاغر مردني.......
گاهی که ماه پیاده میرود...(سید مهرداد ضیایی)
حنا خانم
برای شبگردی های شبانه
Street Sprit
هیلدا هومان(سویدای دل)
فیلدوست
ابر سیاه
شب شعر شکر خند (رضا رفیع عزیز)
فمنیسم از نوع 8
مینیمالهای اشیق سر سونت(....)!!
ترانه علیدوستی
پریشان گوییهای فلان بن هیچ کس
امیر ادهم عزیز!!
سينوحه!!