![]() |
![]() |
|
| بچه مثبتها جمع شوید تا برویم رستگاری بازی...... |
|
همان بهمنی که پدران ما سوراخ ازون را سوراختر کردند.....
چشمانشان را بستند...فریاد زدند....مرگ بر....درود بر.....ها گفتند! ازاد و رها گشتیم!! اب زدند ره را هین که نگاری رسید از ره! ازاد و رها گشتیم! قدسیان در فلک ارام گرفتند... مارک چاپمن هنوز قلب پرنده ازاد را نشانه نگرفته بود! انقلابمان انفجار نور بود........ ازاد و رها گشتيم! پدران مان قهرمانان جهان بودند! ازاد و رها گشتيم! عنوان درشت تايمز گشتيم..... در جايگاه خود بوديم.... ژاندارم بوديم ام القرا گشتيم.... ازاد و رها گشتيم! مرز ها زندانمان گرديد.... انقلابمان را صادر كرديم.... ازادي از ان ما بود .....سايه را به خانه اورديم.... كوروش.......عباس شد........اتوسا......كلثوم!!! اقا ........برادر شد....خانم......خواهر! ازاد و رها گشتيم! عشق محكوم به مرگ گرديد........تفكر شستشو داده شد..... زمان باز ايستاد.........نه!......به عقب بازگشت! ازاد و رها گشتيم! طالب عشق و نور به گوشه اي خزيد.....همه چيز اتش .شد! مردان خوب ........برادر رزمنده گرديدند! خوشه بر فراز تاكها خشكيد! ازاد و رها گشتيم! تشنه خدمت گشتند شيفتگان قدرت.... كوه ها امين گفتند...........ماه نقاش ...شد!! كشتي به تخته سنگ از مندي خورد اما! ازاد و رها گشتيم! خطابه..موعظه.....فرمان گشت. ترانه ............سرود! ازاد ورها گشتيم! تو........به گوژ بر امده من مينگري........من به عرش اعلا!!! تو در ارزوي چيرگي بر شب تاري......... من... من ازاد و رها گشتم!
ادامه مطلبرو............ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 1 قبل از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر گونه گرته برداری و اقتباس از سبیل اینجانب با برخورد نزدیک از نوع سوم همراه است!!! تمامی حقوق این عکس تحت حمایت اقای کپی رایت!!! است!!
|
|
RSS
|