تبليغاتX
کافه نادری
بچه مثبتها جمع شوید تا برویم رستگاری بازی......

 

مرد خسته به خانه اش رسید........باز همان راه پله تنگ با دیوارهای کثیف....148 پله ای که گاه تا هزارها پله مینمود....و مرد همیشه از پله هفتم نفس اش به شماره می افتاد....

 

مثل همیشه....صدای تله..ویزیون پیرزال تنها...صدای جیغ های ممتد زن لهستانی و وغ وغ بچه هاش.....صدای موسیقی نامفهوم مرد افریقایی......

همیشه از پله 68 ام صدا ها قطع میشدند....تا 1...4...8 امین پله!!

 

مرد جلوی اینه اتاق ایستاده .

جمجمه اش را میشکافد....کاری که هر روز حاکمان قاضی در امپراطوری خاک انجام میدهند......محتویات جمجمه دیگر بدرد نمیخورند!!

مرد خسته به احکامی که در طول روز صادر کرده می اندیشد..کاری که ممنوع است.......اندیشه!!! افت ذهن....افت توده...افت امپراطوری خاک...

 

یادش امد که نیمی از جمجمه اش را جهت تضمین قضاوتهای پیش بینی نا پذیر گرو گذاشته....

حال نیمی دیگر...

اما.............اینه هم همان قدر فریبکار است که اینه های دیگر...

مرد خسته به احکام صادره میاندیشد....احکامی که بر اساس جغرافیای رویدادشان متفاوتند...

 

زندگی یکنواخت و حماقت بار انحرافی ناگزیر از حقیقت...

در امپراطوری خاک حقیقت توبه پای چوبه دار است!!!

 

قضاوت بر اساس داده ها و حاکی از شنیده هاست....بیطرفی گزینشی است

مرد خسته اما شنیده است که در جهان چیزی به اسم طغیان وجود داشته...

 

چه اهمیتی دارد...او یک حاکم است و لاتغیر ها را تغییر میدهد...

مرد خسته تعلیم دیده و میداند ((نابخردی)) نوع بشر موجب زوال رهایی است و ((خرد)) یگانه رهیافت است و انقلاب عظیم امپراطور خاک!! به فتح دروازه های ((خرد)) انجامیده است...

 

مرد خسته جمجمه اش را میشکافد......وقت تنگ است....

او و خستگان ساکن در امپراطوری خاک گردن نهاده اند ....مطیعند....و

با گذشته شان بنیادین دشمنی میکنند...

امپراطوری خاک میرندگی را کتمان میکند...همه در حال تجربه بی مرگی اند..!

 

این فرض نیست.................قانون است!

قانونی که به  جمجمه های اهالی امپراطوری خاک تسری یافته

شعاری که حتا در اتاقکهای تاریک اعتراف روزانه!! هم حاضر است...

((جهان جایی برای مردن نیست!!حتا برای مردن هم وقت نداریم...پس زندگی میکنیم و اجازه میدهیم غیر ماهم زندگی کنند..!!)

 

من هستم...................پس شما هم وجود دارید!!

 

جنون متعادل میشود....

مرد خسته جمجمه اش را شکافته .....به قاعده....به شکل....پیوسته و صحیح!!

این در شکل ناب خویش افرینش هنر مندانه است.....!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
اقا...........خانوم...........

به شدت هر چه تمام تر پیشنهاد مینماییم ((سنتوری)) را نبینید!!!!

نه.........بی..........نید!!

همان هامون فعلا ........

داریوش مهر جویی هم که...................ید!!!!!!!!!

نبینید سنتوری را نبینید!!

عجیب است در این سرزمین گل و بل...بل...!! چه دسته گلها که بر اب نمیرود........رفتنی!!

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
سلحشور پیژاما پوش......................!!

این سلحشور قزاق!!! همان برات است!! ساشا بارون کوهن....!!

یک سلحشور عاشق پیشه......

اخیراً دولت قزاقستان حدود چهل میلیون دلار برای ساخت فیلمی حماسی به نام "توماد" که دربارۀ مقاومت مردم قزاقستان در مقابل تجاوز مغول‌هاست هزینه کرده‌ تا به گفتۀ رئیس جمهورش "نظربایف" غرور ملی و میهن‌پرستی قزاق‌ها را تقویت کند. از قرار این مبلغ بیش از هزینه‌های کل صنعت سینمای قزاقستان در یک سال است ولی وقتی پای غرور ملی وسط باشد پول چه ارزشی دارد؟
پس از جدایی از اتحاد جماهیر شوروی سال‌هاست که قزاقستان مثل بقیۀ جمهوری‌های نوپا تلاش می‌کند به عنوان یک کشور مستقل جهانگردها را به سوی خود جلب کند تا منبع درآمدی باشند برای این کشور ولی مدتی‌ست یک کمدین انگلیسی بی‌رحم با آفریدن نقش یک خبرنگار خیالی از قزاقستان به نام "بورات" وجهۀ این کشور را بدجوری به خطر انداخته‌. این کمدین پررو که فارغ‌التحصیل کمبریج هم هست، "
ساشا بارون کوهن" خالق و بازیگر نقش "علی‌جی" در "شوی علی‌جی" ست که کارش را ابتدا در انگلیس شروع کرده و حالا در شبکۀ امریکاییHBO برنامه دارد. بد نیست بدانید که مادرش یک خانم ایرانی‌الاصل اسرائیلی است.
بورات به عنوان یک خبرنگار که از یک فرهنگ بیگانه آمده به خود اجازه می‌دهد هر سئوالی که دلش می‌خواهد از مخاطبانش (که از جعلی بودنش اطلاعی ندارند) بپرسد و در عین حال که به فرهنگ قزاقستان گند می‌زند، فرهنگ مخاطبان امریکایی‌اش را به سخره می‌گیرد. درلابه لای حرف‌هایش قزاقستان را جایی نشان می‌دهد که در آن نوشابۀ ملی‌ ادرار اسب است، از نظر طبقۀ اجتماعی، سگ‌ها و زن‌ها در یک رده قرار دارند و موی عورت از صادرات مهم است. (
+و+و+(18+))
دولت‌مردان غیور قزاقستان هم که خونشان از این بازی‌ها به جوش آمده بیکار ننشسته‌اند، آنها ساشا کهن را متهم به تحقیر مردم قزاقستان و تهدید به شکایت قانونی کرده‌ و برای خنثی‌سازی تبلیغات مضرش اقدام به پخش پیام‌های تبلیغاتی در ستایش فرهنگ و طبیعت قزاقستان در شبکه‌های تلویزیونی و مجلات معتبر امریکا کرده اند.
دست بر قضا درست نزدیک به وقتی که فیلم سینمایی جدید بورات به نام"
بورات: یادگیری فرهنگ امریکایی برای پیشبرد ملت شریف قزاقستان" قرار است در امریکا پخش شود (نوامبر)، نظربایف تصمیم به دیدار رسمی از امریکا گرفته و بهترین فرصت را برای ساشا کهن برای تبلیغ فیلمش ایجاد کرده‌است‌. دو سه روز پیش وقتی نظربایف به دیدار بوش می‌رود، بورات چند بلیت سینما دست می‌گیرد و به در کاخ سفید می‌رود تا به گفتۀ خودش بوش و چند تن از شخصیت‌های مهم امریکایی از جمله "اُ. جی. سیمپسون" را به دیدن فیلمش دعوت کند. وقتی سخنگوی مطبوعاتی قزاقستان در مصاحبه‌ای می‌گوید: "قزاقستانِ بورات یک جای خیالی‌ست و بهتر است آن را بوراتستان بنامیم." بورات یک مصاحبۀ مطبوعاتی راه می‌اندازد و در آن اعلام می‌کند این شخص یک ازبکی‌ست که خود را سخنگوی قزاقستان جا زده.
شخصاً خیلی از کارهای ساشا کوهن را دوست دارم ولی فکر می‌کنم این بار ترمزش بریده(اگر هرگز ترمزی داشته)، خلاصه ببینید یک کمدین پررو چگونه می‌تواند با در دست داشتن رگ خواب رسانه‌ها یک ملت را برای فروش بهتر فیلم خود آلت دست کند. فکر می‌کنم اگر این کار را با یکی از اقوام هم‌وطن خودمان کرده‌بود الان خونش مباح بود.

 

ساشا بارون کوهن مردانگی اش را با یک دست بالاپوش برای فیلم جدیدش افزایش داد.


ستاره فیلم "Borat" که در نقش سیگنور آدولف پریلی به عنوان سردسته دشمنان جانی دپ درموزیکال تیم بارتون به اسم: " The Demon Barber of Fleet StreeSweeney Toddt" بازی کرده است، اصرار دارد که طراح لباس او شلواری را به سبک دوره ملکه ویکتوریا طراحی کرده است و در آن موادی به کاربرده است که قدرت مردی مردها را تقویت می کند.

به گزارش irasun.com طراح لباس کولن آتوود گفت:" ما لباس ساشا را با نظر و عقیده خودش تقویت کردیم."
"ما جنس پارچه شلوار را از پارچه ای کلفت انتخاب کردیم و این شلوار را در اندازه ها و سایزها و جنس های متفاوت طراحی کردیم. شما با دیدن این شلوار کیفیت کار را فراموش می کنید و فقط با نگاه به انواع شلوارهای طراحی شده بهترین را انتخاب می کنید."
این برنده جایزه اسکار طراحی لباس اظهار داشت که:"25 بلوز ،8 شلوار و 7 جلیقه برای جانی طراحی کرده است تا با ریختن خون مصنوعی در فیلم بر روی لباس قابل پاک شدن باشد."
او به E! گفت:" مهمترین مساله برای ما ریختن خون بر روی لباس های قاتل بود که ما نگران بودیم که چه طور آن لکه ها را از روی لباس پاک کنیم."
"این لکه های خون مصنوعی به شدن چسبناک هستند و این ها موادی هستند که شما باید به سرعت آن ها را پاک کنید ولی تیم و همکارانش این کار را با هنرمندی تمام مانند هزاران کار دیگرشان انجام دادند."
"این کار واقعاً فوق العاده انجام شد."
در این فیلم جانی دپ نقش قاتلی آرایشگر را بازی می کند که مشتری هایش را می کشد همه این اتفاقات زمانی رخ می دهد که به مدتی طولانی بارتون با هلن دوست بوده و شراکتش را با خانم لاوت که قربانی او بوده است به تصویر می کشد.

 Borat

نامبرده معلوم الحال علاوه بر ((سوئینی تاد)) در فیلم جدید اسپیلبرگ هم بازی میکند.......!

احسنت بر این سلحشور پیژاما پوش!!!

ادامه مطلبم داریم...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
همان طوری که ما پیشبینیداندیم..........!!

اسکارو دادن به اونا.........پسرای خود ساخته!! برادران شگفت انگیز کوئن.......!!

مبارکشون باشه.....................

کافه تا اطلاع ثانوی سیگار رایگان بین رفقا تخس مینماید.........به شادباش این خجسته روز ...!

در ضمن رفقا را به اندکی صبر و اندکی دیگر صبر دعوت مینماییم کافه در دست تعمیر است!! و مانیز..

چندی دگر کافه ای جدید و ..................!!

oscar.jpg

ادامه مطلبرو.....

باشید..................عزیز!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

کافه نشینان بی کافه...................!!

مردانی به غایت مرد!

حکایتی نو ............. قرائتی نوین از نسل دلاوران و جان بر کفانی که لحظه ای سیگار خویش خاموش ننمودند و دمی بی کافه نماندند!!

انان پیژاما راه راه به پا داشتند و جورابان سپید بر روی پاچه نهادند............دیدنی!!

انان زیر پوش دو گاو نشان بر تن مینمودند و املت نیوش میکردندی.........مثال زدنی.........

اری

کافه نشینانی بی ادعا!!! بی پیرایه........مهربان........با اغوشی باز به فراخنای دل پر خون و گشاده

و دل افروز ارنولد و  چهره هایی باز و گیرا و نورانی بسان بانو مونیکا بلوچی!!

................اری..............هنوز هستند مردانی از این دست............به غایت مرد!!

 

سلحشوران پیژاما پوش..............کافه نشینان بی ادعا..............!

با حکایت نخست از نبرد ارچیبالدو د لا کروز و سلحشوران پیژاما پوش (نبرد امفاکتوسیه)!! بر خواهم گشت..................دیدنی!!

باشید عزیزان........

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

حق ها گرفتند و ستاندیم...............بس ستاندنی!!

و

جهان جایی فراختر گردید .

و...............ان............دی..........شی...............دیم!!!

ما که سنتوری را نخواهیم دید!!.....نخواهیم دید...............نه!!خواهیم دید!!

زیرا که به شدت معتقدیم بعد از هامون سینمای ما از هر نوع: بدنه ای...ملی...جایزه بگیر....مزد بگیر.......

متفکر!!!! دینی.........ابگوشتی و ............نفسی تازه نکرده است!!

ما که سنتوری را نخواهیم دید................صبر میکنیم بیاید و نفس تازه کنیم در همان سالن تاریک در ان تاریکی نور را بیابیم.............ببینیمش!!! به شدت منتظریم.........

 

این اقای کپی رایت معلوم نیست کی صلاحیتش تایید میشود....

ما که سنتوری را نمیبینیم................شما چطور؟؟؟!!

 

ادامه مطلبم داره............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

برادران خود ساخته!!!!!

کافه تا یکشمبه! تعطیله!!

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 

رفقا..........

علت چند ده ساعت تاخیرمان همانا سفری درونی بود با ارچیبالدو د لا کروز!!

غور نمودیم و بهره ها بردیم!! چند...

 

چیزها دستمان امد و به چیز ها دست زدیم..........دل سوازننده!!

و

فغانها زدیم از دست این دل!!

.............

امان از دست این ارچیبالدو با ان چشمان هیز سبز روشن اش!

از هوس بازی و شکم باره گی اهالی امریکای جنوبی شنیده اید چیز هایی؟؟

.............................

به هر روی این ارچیبالدو دلا کروز بی همه چیز و ایضا هیز!! وطن که ندارد هر جا دل ببازد همان جا وطنش است ........و این ارچیبالدو د لا کروز هر دم با رویت لعبتک چشم و ابرو دار وخوش بر ورویی!!! دل میبازد .....فرت وفرت..!

و ما مدام وطن عوض نمودیم در این سفر درونی به .........!
................................................................

از بولهوسی و طبع نازک نارنجی اهالی جنوب امریکا که شنیده اید؟!!

.......................................

ما از پس این سفر درونی و غورها که نمودیم!! یابیدیم که تفکیک جنسی بسیار مفید که نه!! واجب است!!!

چرا؟؟

بسی غور خواهد و سفر درونی انهم با ارچیبالدو د لا کروز!!

....................................................................................................

 

ان کاسنی که مورد هجمه ان پیشنهادات بیشرمانه قرار گرفت و لا جرم تغییر جنسیت داد نیک میفهمد ما را!!

...................................................

چه سفری داشتیم من و ارچیبالدر د لا کروز!!...........فغان و ............صد اه!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط هیراد افشار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هر گونه گرته برداری و اقتباس از سبیل اینجانب با برخورد نزدیک از نوع سوم همراه است!!! تمامی حقوق این عکس تحت حمایت اقای کپی رایت!!! است!!


نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
پیوندها
شهروند امروز
ساتیار امامی
طنز نوشته های رویا صدر(بی بی گل)
محسن نامجو.موزیک
نیل یانگ
هبوط در ماداگاسکار
جوشونده کاهو
ریدیو هد
مکتوبl(استاد مهاجراني..)
مرحوم روزنامه شرق....
خانواده مخملباف
خانم اقای الهام!!!
عباس عبدی
عماد الدین باقی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
عادل.....نود.....عادل
زندگی بانو
تیم برتون
صادق هدایت
کافه انتهای کوچه بن بست
کاسنی
افرا
ارتمیس(زنگار)
تراوشات یک ذهن بی مار
کافه نعنا
نغمه
بزرگ سورنا
نگین
کلیله و دمنه
کامبیز امپراطور ..دی-وی-دی
وب سایت گروه (کمل)
وب سایت رسمی قبرستان پرلاشز..پاريس
عطر بخار چای تازه....
خاطرات یک ماه زده ..
خوابهای یک دیوانه در جهان مسطح!!!!!
سلطنت سكوت
موز ماهي...(یونس لطفی عزیز)
اخرين سامورايي..
شاه امفاكتوس سوم
ياد داشتهاي نقاش خيابان چهل و هشتم
احمد زاهدی عزیز
راننده تاكسي...
دل.....پيچه
لاغر مردني.......
گاهی که ماه پیاده میرود...(سید مهرداد ضیایی)
حنا خانم
برای شبگردی های شبانه
Street Sprit
هیلدا هومان(سویدای دل)
فیلدوست
ابر سیاه
شب شعر شکر خند (رضا رفیع عزیز)
فمنیسم از نوع 8
مینیمالهای اشیق سر سونت(....)!!
ترانه علیدوستی
پریشان گوییهای فلان بن هیچ کس
امیر ادهم عزیز!!
سينوحه!!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

عضو جستجوگر وبلاگهای فارسی زبان