![]() |
![]() |
|
| بچه مثبتها جمع شوید تا برویم رستگاری بازی...... |
|
خواب میبینم : سحر یست خونین....صدای هلهله بر پاست و سم اسبان......... بر فراز پرسپو لیس استاده ام و ایران زمین زیر پاهام.... میبینم مردانی که بی خردی شاهان سرزمینم را سوی چاهی میبرند.... که مردی فسانه میسازد....رستمی ساز میکند...ارشی ....خون چکان!! دیگری داد میزند و تنپوش جنگ طلب میکند... خواب میبینم بر فراز البرز استاده ام.... کبوتری باد پر ..پر میکشد ....ذوق ذوق میزند چشمانم... نه...بلند تر از انم ...در اسمان. بر فراز البرز استاده ام... زمین بالا میرود و اسمان فرود می اید.. ابر ها پر باران....اذرخش ها گوش خراش... بوی سبزه و نم می اید... بانگ پایی ....درشتی گام مردی ... کسی میگوید: دور تر بینداز!! دور تر....دور تر... (( انک راهی..چنبر زده در کوهپایه . او در راه و کمانش با او. بنگریست جای سم اسپان را بر پیکر زمین. و ان نهانگاه را که بستر خاموشی . بر دستی گذشت از خاک سر بر اورده .نیزه ای فرو شده دید-راست-که گیاهی بر ان تنیده و روییده . و او-ارش- اینهارا بنگریست به نگاهی و میگذشت. ورکه چون سر برداشت تا به خورشید بنگرد . بر جای خیره ماند)) میدیدمش بر فراز البرز استاده کمان در دست و خیره تا ..............تا............!! خواب میبینم .... مدام بر فرازم و جاوید!!!! خواب میبینم طوفان چنگیزی در نگرفته .... که فتح نامه اعراب جای پند پدرانم را نگرفته در تخت جمشید!!! خواب میبینم سکندری خورده ام اما اسکندری از مقدونیه به قول ضعیفه ای!!!!پرس پولیس ام را به اتش نسپرده!! خواب میبینم ... هشت کشور باجگزار .....هفت دریا ...هفت اسمان....از ان ایران من است!! خواب میبینم ... اندهان هر مرد ایرانی هر زن ایرانی به سنگینی البرز نیست!! خواب میبینم البرز از خواب بر خواسته....سینه شکافته!! خواب میبینم... این منم.. کوه بر دوش میکشم.. کوهی از غم...از خواب های بی تعبیر!! مارهای ضحاک دوش از فرازی پایین میایند... و مردان سرزمینم هنوز زنجیر در پای...... ای شب چه سهمگینی و خواب الود...من خواب میبینم...شب را خواب دیده ام! به فرمان مردی فوج فوج اریایی مردان بر زمین میریزند.... سرداری دیوانه که برادرانم را به خون میکشاند... خواب میبینم.... سهم من از کاسپین به اندازه فضله -خاویاری بیش نیست!! خواب میبینم... خلیج پارسیان لنگر گاه وینسنس ها ست!! خواب میبینم که مردی مرد! خوش رایحه ای در میکند...که مدیریت جهان را عوض میکند! که الهام میشودش باید همه خواب ببینیم... خواب میبینم که همه اشتباهییم!! خواب میبینم که خواب میبینم! |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط هیراد افشار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر گونه گرته برداری و اقتباس از سبیل اینجانب با برخورد نزدیک از نوع سوم همراه است!!! تمامی حقوق این عکس تحت حمایت اقای کپی رایت!!! است!!
|
|
RSS
|